نشانه های ظهور در آیینه روایات

نشانه های ظهور در آیینه روایات

رعد و برق

ظهور امام زمان(عج) پنج نشانه حتمی دارد و آن عبارتست از: قیام یمنی، خروج سفیانی، ندای آسمانی، فرورفتن سپاهی در یمن و کشته شدن نفس زکیه.

نـشانه های تخلف ناپذیر ظهور امام مهدی علیه السلام که بی هیچ تردیدی مقارن ظهور آن حضرت رخ خواهند داد و ارتباط گسست ناپذیری با آن دارند، پنج نشانه اند.

بـرخی از این پنج نشانه، اندکی پیش از ظهور و برخی چند ماه پس از آمدن آن گرامی و برخی اندکی پیش از قیام نجات بخش و جهانی آن حضرت، پدیدار خواهند شد.

در ایـن مـورد، روایـات بـسـیـاری وارد شده است که با اندک تفاوت در ترتیب پیدایش این علایم و نشانه ها، آنها را نشان می دهد. نـخست، برخی از روایات را که این علایم پنجگانه را به صورت کوتاه ترسیم می کـنـد مـی آوریـم، آنگاه هر کدام از آن نشانه ها را با توضیحی که در روایات در مورد آن آمده و تفسیر مناسبی که به ذهن می رسد، ترسیم می نماییم.

امام صادق علیه السلام فرمود: پیش از قیام قائم، پنج علامت و نشانه مهم در پیش خواهد بود: جـنـبـش مـردم تـرقـی خـواه یـمـنـی، جـنـبـش ارتـجـاعـی سـفـیـانـی، نـدای آسـمـانـی، قتل نفس زکیه و فرو رفتن زمین

امام صادق علیه السلام در این مورد فرمود: خـمـس قـبل قیام القائم علیه السلام: الیمانی و السفانی و المنادی ینادی من السماء و خسف بالبیداء و قتل النفس ‍ الزکیة.(1) پیش از قیام مهدی علیه السلام پنج رخداد بزرگ در پیش خواهد بود:

1 ـ جنبش ترقی خواهانه مرد یمنی،

2 ـ جنبش ارتجاعی سفیانی،

3 ـ ندای روح بخش آسمانی،

4 ـ فرو رفتن زمین،

5 ـ قتل نفس زکیه

امام در ادامه فرمود: قـبـل قـیـام القـائم خـمـس عـلامـات مـحـتـومـات: الیـمـانـی و السـفـیـانـی و الصـیـحـة و قتل النفس الزکیة و الخسف بالبیداء.(2) پیش از قیام قائم، پنج علامت و نشانه مهم در پیش خواهد بود: جـنـبـش مـردم تـرقـی خـواه یـمـنـی، جـنـبـش ارتـجـاعـی سـفـیـانـی، نـدای آسـمـانـی، قتل نفس زکیه و فرو رفتن زمین.

و نیز فرمود: النداء المحتوم و السفیانی من المحتوم و خسف البیداء من المحتوم و الیمانی من المحتوم و قتل الفنس الزکیه من المحتوم.(3) نـدای آسـمـانـی بـه هـنگامه قیام قائم، جنبش ارتجاعی سفیانی، جنبش مترقی مردم یمنی، فرو رفتن زمین و دیگر، کشته شدن نفس زکیه، این پنج نشانه، از علایم قطعی ظهورند.

 

پی نوشت ها:

1- اکـمال الدین، صدوق، ج 2، ص 649، غیبت طوسی، ص 267، با اندک تفاوت در ترتیب علائم پنجگانه و بحارالانوار، ج 52، ص 203.

2- اکمال الدین، ج 2، ص 650 و بحارالانوار، ج 52، ص 204.

3- غیبت نعمانی، ص 252 و 257، و بحارالانوار، ج 52، ص 233.

سفیانی کیست؟

سفیانی کیست؟

سفیانی

ظهور «سفیانی» همانند ظهور «دجّال» نیز در بسیاری از منابع حدیث شیعه و اهل تسنّن به عنوان یکی از نشانه های ظهور مصلح بزرگ جهانی، و یا به عنوان یکی از حوادث آخر زمان، آمده است. [1]

گرچه از بعضی روایات بر می آید که «سفیانی» شخص معیّنی از آل ابوسفیان و فرزندان او است; ولی از پاره ای دیگر استفاده می شود که سفیانی منحصر به یک فرد نبوده بلکه اشاره به صفات و برنامه های مشخصی است که در طول تاریخ افراد زیادی مظهر آن بوده اند.

از جمله در روایتی از امام علی بن الحسین(علیه السلام) نقل شده:

«امر السّفیانی حتم من اللّه ولایکون قائم الاّ بسفیانی» [2]؛ ظهور سفیانی از مسائل حتمی و مسلّم است: و در برابر هر قیام کننده ای یک سفیانی وجود دارد!»

از این حدیث بخوبی روشن می شود که سفیانی جنبه «توصیفی» دارد نه «شخصی» و اوصاف او همان برنامه ها و ویژگیهای او است و نیز استفاده می شود که در برابر هر مرد انقلابی و مصلح راستین یک (یا چند) سفیانی قد علم خواهد کرد.

در حدیث دیگری از امام صادق(علیه السلام) می خوانیم:

«انا و آل ابی سفیان اهل بیتین تعادینا فی الله: قلنا صدق الله و قالوا کذب الله: قاتل ابوسفیان رسول الله(صلی الله علیه وآله وسلم) و قاتل معاویة علی بن ابی طالب(علیه السلام) و قاتل یزید بن معاویة الحسین بن علی(علیه السلام) و السّفیانی یقاتل القائم[3]؛ ما و خاندان ابوسفیان دو خاندانیم که در مورد برنامه های الهی با هم مخالفت داریم: ما گفته های پروردگار را تصدیق کرده ایم و آنها تکذیب کردند. ابوسفیان با رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) مبارزه کرد; و معاویه با علی بن ابیطالب(علیه السلام); و یزید با حسین بن علی(علیه السلام); و سفیانی با امام قائم مبارزه خواهد کرد.» .

مخالفت سرسختانه سفیانی با اسلام ـ چنان که گفتیم ـ به همین دلیل بود که اسلام تمام پایه هایی را که شخصیّت جهنمی او بر آن قرار داشت ویران می کرد; لذا از هیچگونه تلاش و کوشش برای خفه کردن انقلاب اسلام فرو گذار نکرد. امّا سرانجام در جریان فتح مکّه آخرین سنگر قدرتش فرو ریخت و برای همیشه به کنار رفت و گوشه نشین شد; هر چند دست از تحریکات پنهانی برنداشت

 

ابوسفیان که سر سلسله سفیانی ها بود مشخّصات زیر را داشت:

1ـ سرمایه داری بود که از طریق غارتگری و غصب حقوق دیگران و ربا خواری و مانند آن به نوایی رسیده بود.

2ـ قدرتمندی بود که از طرق شیطانی کسب نفوذ و قدرت نموده، نقش رهبری احزاب جاهلی را در مکّه و اطراف آن برعهده داشت; و همه شخصیّتش در این دو خلاصه می شد.

پیش از ظهور اسلام برای خود ریاست و حکومتی قابل ملاحظه داشت، امّا پس از ظهور اسلام همه ارکان قدرتش متزلزل گردید، چرا که اسلام دشمن سرسخت همانها بود که قدرت شیطانی ابوسفیانها بر آن قرار داشت; و جای تعجّب نیست که او دشمن شماره یک اسلام شد.

3ـ او مظهر نظام ظالمانه جامعه طبقاتی مکه به شمار می رفت و حمایت بی دریغش از بت و بت پرستی نیز به همین خاطر بود; زیرا بتها بهترین وسیله برای «نفاق افکندن و حکومت کردن» و «تحمیق و تخدیر توده های به زنجیر کشده» و در نتیجه تحکیم پایه های قدرت ابوسفیانها بودند.

مخالفت سرسختانه سفیانی با اسلام ـ چنان که گفتیم ـ به همین دلیل بود که اسلام تمام پایه هایی را که شخصیّت جهنمی او بر آن قرار داشت ویران می کرد; لذا از هیچگونه تلاش و کوشش برای خفه کردن انقلاب اسلام فرو گذار نکرد. امّا سرانجام در جریان فتح مکّه آخرین سنگر قدرتش فرو ریخت و برای همیشه به کنار رفت و گوشه نشین شد; هر چند دست از تحریکات پنهانی برنداشت.

سفیانی

او تمام این صفات را ـ از طریق تربیت و توارث ـ به فرزندش معاویه و از او به نوه اش یزید منتقل ساخت، و آن دو نیز برنامه های پدر را ـ منتها در شکل دیگر ـ تعقیب کردند هر چند سرانجام با ناکامی مواجه گشتند.

ابوسفیان یک مرد به تمام معنی ارتجاعی بود که از جنبش انقلابی پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم)سخت بیمناک بود; چرا که اسلام طرحی همه جانبه برای دگرگون ساختن آن جامعه عقب افتاده، و به تمام معنی فاسد داشت; طرحی که با اجرای آن محلّی برای زالوهایی همچون ابوسفیان و دار و دسته اش باقی نمی ماند.

و از این جا می توانیم درک کنیم چرا فرزندان و اعقاب او کوشش داشتند رشته های اسلام را پاره کنند و مردم را به آئینهای جاهلی باز گردانند، هر چند در زیر چرخهای آن سرانجام خرد شدند; ولی به هر حال، ضربه های سنگینی بر پیشرفت اسلام و مسلمین وارد ساختند.

در برابر قیام مصلح بزرگ جهانی «مهدی» نیز «سفیانی» یا سفیانیها قرار خواهند داشت که با قدرت جهنّمی شان سعی دارند در مسیر انقلاب راستین مهدی وقفه ایجاد کنند; زمان را به عقب برگردانند یا لااقل متوقّف سازند; از بیداری و برچیده شدن نظامهای ظالمانه طبقاتی به نفع استثمار کنندگان جلوگیری کنند.

تفاوتی که «سفیانی» با «دجّال» دارد شاید بیشتر در این است که دجّال از طریق حیله و تزویر و فریب، برنامه های شیطانی خود را پیاده می کند، امّا سفیانی از طریق استفاده از قدرت تخریبی وسیع خود این کار را انجام می دهد; همانگونه که در اخبار آمده است که او نقاط آبادی از روی زمین را زیر پرچم خود قرار خواهد داد. [4] که نظیر آن را در حکومت ابوسفیان و معاویه و یزید در تاریخ خوانده ایم.

هیچ مانعی ندارد که سفیانی آخر الزمان که در برابر مصلح بزرگ جهانی «مهدی» قیام می کند از نواده های ابوسفیان باشد و شجره نامه و نسبش به او منتهی گردد، همانطور که در اخبار آمده است; ولی مهمتر از مسأله نسب این است که برنامه های او و صفات و مشخّصات و تلاشها و کوششهایش همه مانند ابوسفیان است و روشی همسان او دارد.

این «سفیانی» مانند همه ابوسفیانها و همه سفیانی های دیگر، سرانجام در برابر جنبش انقلاب جهانی مهدی (علیه السلام) به زانو در خواهد آمد و تلاشها و کوششها و نقشه هایش نقش بر آب خواهد شد.

از همه مهمتر آن است که باید مردم «دجّالها» و «سفیانی ها» را بشناسانند. این سفیانی ها گذشته از نشانه هایی که قبلا گفتیم نشانه دیگری نیز دارند که نمونه اش در تاریخ اسلام به روشنی دیده می شود، و آن این که:

صلحا و شایستگان را از صحنه اجتماع کنار می زنند و افراد ناصالح و مطرود را به جای آنها قرار می دهند.

تفاوتی که «سفیانی» با «دجّال» دارد شاید بیشتر در این است که دجّال از طریق حیله و تزویر و فریب، برنامه های شیطانی خود را پیاده می کند، امّا سفیانی از طریق استفاده از قدرت تخریبی وسیع خود این کار را انجام می دهد; همانگونه که در اخبار آمده است که او نقاط آبادی از روی زمین را زیر پرچم خود قرار خواهد داد

«بیت المال» را ـ چنانکه در حکومت دودمان ابوسفیان آمده ـ میان حواشی و طرفداران خود تقسیم می کنند; طرفدار انواع تبعیضها، تحمیق ها و پراکندگیها هستند و با این مشخّصات می توان آنها را شناخت و شناساند.

«دجّالها» صفوف ضدّ انقلابی مرموز را تشکیل می دهند، و «سفیانی ها» صفوف ضدّ انقلابی آشکارا، و هر دو، در واقع یک موضع دارند در دو چهره مختلف، و تا صفوف آنها در هم شکسته نشود تضمینی برای «پیشرفت» و «بقای» انقلاب نیست.

میان شیعه معروف است که او از اولاد عنبسه پسر ابوسفیان است و شاید از این رو آن را عیینه دانسته اند که کلمه عیینه در روایت با عنبسه اشتباه شده است. و در روایتی دیگر که شیخ طوسی آن را روایت کرده است وی را از فرزندان عتبه پسر ابوسفیان یاد می کند.

فرزندان ابوسفیان پنج نفرند: عتبه، معاویه، یزید، عنبسه و حنظله. [5]

«دجّالها» صفوف ضدّ انقلابی مرموز را تشکیل می دهند، و «سفیانی ها» صفوف ضدّ انقلابی آشکارا، و هر دو، در واقع یک موضع دارند در دو چهره مختلف، و تا صفوف آنها در هم شکسته نشود تضمینی برای «پیشرفت» و «بقای» انقلاب نیست

ولی در یکی از نامه های امیرمؤ منان(علیه السلام) به معاویه، بطور صریح آمده است که سفیانی از فرزندان معاویه است.

«ای معاویه، مردی از فرزندان تو، بدخوی و ملعون و سبک مغز و ستمکار و واژگون دل و سختگیر و عصبانی است. خداوند رحمت و مهر را از قلب او برده است دائی های او همچون سگ خون آشام اند. گوئیا من، هم اینک او را می بینم اگر می خواستم او را نام می بردم و توصیف می کردم که او پسری چند ساله است، لشکری به سوی مدینه گسیل می دارد. آنها وارد مدینه می شوند و بیش از اندازه دست به کشتار و فحشاء می زنند در این حال مردی پاک و پرهیزکار از آنها فرار می کند، کسی که زمین را از عدل و داد سرشار خواهد ساخت همانگونه که از ظلم و ستم لبریز شده است و من نام او را می دانم و می دانم که در آن روز چند سال دارد و نشانه اش چیست.»

از امام باقر(علیه السلام) نقل شده است که فرمود: «او از فرزندان خالد پسر یزید پسر ابوسفیان است». [6] و ممکن است جدش عنبسه یا عتبه یا عیینه یا یزید از نسل معاویه پسر ابوسفیان باشد که در این صورت اشتباه، برطرف می شود.

از امام باقر(علیه السلام) روایت شده است که فرمود:

«اگر سفیانی را مشاهده کنی، در واقع پلیدترین مردم را دیده ای. وی دارای رنگی بور و سرخ و کبود است، هرگز سر به بندگی خدا فرو نیاورده مکه و مدینه را ندیده است می گوید: پروردگارا انتقام من با آتش ‍ است.» [7]

موارد فوق نشانه هایی از سفیانی بود.

 

پی نوشت ها:

(1) بحارالانوار/ ج 53/ص 182، 190، 192، 206، 208، 209

(2) بحارالانوار/ ج 52/ص182

(3) بحارالانوار/ ج 52/ص 190

(4) بحارالانوار/ ج 52/ ص26

(5) بحارالانوار/ ج 52/ص212

(6) نسخه خطی ابن حماد/ ص75

(7) بحارالانوار/ج52/ص 354

 

دجّال مرد پر تزویر و حیله گر

دجّال مرد پر تزویر و حیله گر

دجال شیطان تک چشم

هنگامی که سخن از «دجّال» به میان می آید، معمولا طبق یک سابقه ذهنی عامیانه، فقط ذهنها متوجّه شخص معیّن یک چشمی می شود که با جثّه افسانه ای و مرکب افسانه ای تر، با برنامه ای مخصوص به خود پیش از آن انقلاب بزرگ مهدی ظهور خواهد کرد.

ولی همانگونه که از ریشه لغت دجّال از یک سو [1] و از منابع حدیث از سوی دیگر استفاده می شود، دجّال منحصر به یک فرد نیست بلکه عنوانی است کلّی برای افراد پر تزویر و حیله گر; و پر مکر و فریب و حقّه باز که برای کشیدن توده های مردم به دنبال خود از هر وسیله ای استفاده می کنند، و بر سر راه هر انقلاب سازنده ای که در ابعاد مختلف صورت می گیرد ظاهر می شوند.

در حدیث معروفی که از صحیح «ترمذی» نقل شده می خوانیم که پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم)فرمود: «انه لم یکن نبی بعد نوح الا انذر قومه الدجال و انی انذر کموه[2]؛ هر پیامبری بعد از نوح قوم خود را از فتنه دجال بر حذر داشت، من نیز شما را بر حذر می دارم!»

مسلّماً انبیای پیشین به مردم عصر خود نسبت به فتنه دجّالی که در آخر زمان آشکار می شود و هزاران سال با آنها فاصله دارد هشدار نمی دادند. بخصوص که در پایان حدیث می خوانیم:

«فوصفه لنا رسول اللّه فقال لعله سیدرکه بعض من رآنی او سمع کلامی; سپس پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) صفات او را برای ما بیان کرد و گفت شاید پاره ای از آنها که مرا دیده اند یا سخن مرا شنیده اند عصر او را درک کنند!»

به احتمال قوی ذیل حدیث اشاره به طاغیان و فریبکاران خطرناکی همچون بنی امیّه و افرادی همانند معاویه است که در لباس «خال المؤمنین» و عنوان «کاتب وحی» به مکر و فریب و تزویر و بیرون راندن مردم از صراط مستقیم به سوی آداب و سنن جاهلی، و زنده کردن نظام طبقاتی و حکومت استبدادی و خودکامه، و روی کار آوردن ناصالحان چاپلوس، و جنایتکاران بی باک، و کنار زدن صلحا و فضلا و مردان لایق، پرداختند.

و نیز در حدیث دیگری در همان کتاب می خوانیم: پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) در مورد دجّال فرمود: «ما من نبی الاوقد انذر قومه و لکن ساقول فیه قولا لم یقله نبی لقومه تعلمون انه اعور...; هیچ پیامبری نبود مگر این که قوم خود را از فتنه دجّال بر حذر داشت، ولی من جمله ای درباره او می گویم که هیچ پیامبری به قوم خود نگفته، من می گویم او یک چشمی است!»

، آنها یک چشم دارند و آن چشم اقتصاد و زندگی مادّی است; آنها فقط به یک(بعد) می نگرند و آن بعد منافع مادّی ملّت خویش است; و به هزار گونه نیرنگ و تزویر و سیاستهای استعماری برای رسیدن به این هدف متوسّل می شوند; آنها دجّالانی هستند فریبکار که چشم معنوی و انسانی را از دست داده اند

تکیه روی زمان «نوح» در بعضی از این احادیث، شاید به خاطر اشاره به دورترین زمان باشد; یا عدم وجود دجّالها در زمانهای پیش از نوح به سبب این باشد که نخستین آئین و شریعت را نوح آورد، و یا به خاطر عدم نفوذ حیله ها و تزویرها در جوامع انسانی پیشین بوده است.

جالب توجّه این که در پاره ای از احادیث آمده است که پیش از ظهور مهدی(علیه السلام) 30 دجال ظهور خواهد کرد! [3] حتّی در اناجیل نیز اشاره به ظهور دجّال شده است. در رساله دوّم یوحنا (باب 1، جمله 6 و 7) می خوانیم:

«شنیده اید که دجّال می آید الحال هم دجّالان بسیار ظاهر شده اند.» و این عبارت نیز تعدّد دجّالها را تاکید می کند.

در حدیث دیگری می خوانیم: «قال رسول الله(صلی الله علیه وآله وسلم) لا تقوم السّاعة حتی یخرج نحو من ستّین کذّاباً کلّهم یقولون انا نبی![4]؛ پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود:

رستاخیز بر پا نمی شود مگر آن که شصت نفر دروغگو ظهور خواهند کرد که همه ادّعای نبوّت می کنند!»

گرچه در این روایت عنوان دجّال به میان نیامده، ولی اجمالاً از آن بر می آید که مدّعیان دروغین و فریبکار در آخرالزمان محدود به یک یا چند نفر نخواهد بود. اینها دجّالانی هستند که همه پیامبران، امّت خویش را از آنها بر حذر داشتند و نسبت به نقشه های فریبنده آنها هشدار دادند.

منتها پیش از ظهور مهدی و آن انقلاب عظیم و وسیع و راستین، هر قدر زمینه های فکری و روانی و اجتماعی در سطح جهانی آماده تر می گردد، فعالیت این دجّالان که یکی از بعد از دیگری ظهور می کنند افزایش می یابد; تا در پیشرفت زمینه های انقلابی وقفه ایجاد نمایند و به هزار حیله و فن برای منحرف ساختن افکار دست زنند.

البتّه هیچ مانعی ندارد که یک دجّال بزرگ در رأس همه آنها باشد. و امّا نشانه هایی که در بعضی از روایات برای او ذکر شده بی شباهت به تعبیرات سمبولیک و اشاره و کنایه نیست:

دجال شیطان تک چشم

مثلا، از روایتی که مرحوم علاّمه مجلسی در بحار الانوار از امیرمؤمنان علی(علیه السلام) نقل کرده چنین استفاده می شود که او دارای صفات زیر است:

1ـ او یک چشم بیشتر ندارد که در میان پیشانی اش همچون ستاره صبح می درخشد! امّا همین چشم خون آلود است، گویی با خون ترکیب شده!

2ـ او الاغ (مرکب) سفید تندروی دارد که هر گام او یک میل است و بسرعت زمین را طی می کند!

3ـ او دعوی خدائی می کند و هنگامی که دوستان خود را به گرد خویش می خواند صدای او را تمام جهانیان می شنوند!

4ـ او در دریاها فرو می رود و خورشید با او حرکت می کند، در پیش روی او کوهی از دود و پشت سرش کوه سفیدی قرار دارد که مردم آن را مواد غذایی می بینند.

5ـ به هنگام ظهور او، مردم گرفتار قحطی و کمبود مواد غذایی هستند... [5]

شکی نیست که ما مجاز نیستیم به هر مفهومی از مفاهیم مذهبی که در قرآن یا منابع حدیث وارد شده شکل سمبولک بدهیم، چه اینکه این کار همان تفسیر به رأی است که در اسلام بشدّت ممنوع شده و عقل و منطق هم آن را مردود می شمرد، ولی با این حال جمود بر مفهوم نخستین الفاظ در آنجا که قرائن عقلی یا نقلی در کار است آن هم صحیح نیست و موجب دور افتادن از مقصود و مفهوم اصلی سخن است.

و اتفاقاً درباره حوادث آخر زمان نیز این گونه مفاهیم کنائی بی سابقه نیست; و تعجبی ندارد که دجّالی که با صفات بالا مشخص شده نیز جنبه سمبولیک داشته باشد. حتماً می پرسید چگونه می توان آن را تفسیر کرد؟ در پاسخ این سؤال می گویم بعید نیست دجّال با آن صفاتی که گفته شد اشاره به فریبکاران و رهبران مادّی ستمگر در دنیای ماشینی باشد; زیرا:

اولا، آنها یک چشم دارند و آن چشم اقتصاد و زندگی مادّی است; آنها فقط به یک(بعد) می نگرند و آن بعد منافع مادّی ملّت خویش است; و به هزار گونه نیرنگ و تزویر و سیاستهای استعماری برای رسیدن به این هدف متوسّل می شوند; آنها دجّالانی هستند فریبکار که چشم معنوی و انسانی را از دست داده اند.

اما همین یک چشم مادی آنها بسیار خیره کننده و پرفروغ است در صنایع به پیروزی های درخشانی نائل شده اند، و از اقطار زمین نیز گذشته اند.

ثانیاً، مرکب هایی در اختیار دارند که بسیار تند و سریع السّیر است و کره زمین را در مدّت کوتاهی دور می زند با سرعت هایی حتی مافوق سرعت صوت!

در پاره ای از روایات نیز نقل شده که هر موئی از مرکب عجیب دجّال سازِ مخصوص و نوای تازه ای سر می دهد که انطباق آن بر این همه وسایل سرگرم کننده ناسالم دنیای ماشینی یک بعدی که در تمام خانه ها و لانه و شهر و بیابان و ساحل دریایش نفوذ کرده کاملا قابل تصوّر است

 

ثالثاً، آنها عملا مدّعی الوهیّتند و مقدّرات مردم جهان را به دست خویش می دانند و با تمام ضعف و ناتوانی که دارند، پیاده شدن در کره ماه را دلیل تسخیر فضا! و مهار کردن پاره ای از نیروهای طبیعت را نشانه تسخیر طبیعت، در حالی که یک زمین لرزه مختصر، یک طوفان کم قدرت، یک سلّول سرطانی، همه کاسه و کوزه های آنها را در هم می شکند; در عین ضعف همچون فرعون دعوی خدایی دارند.

رابعاً، با زیر دریایی های مجهّز به زیر دریاها می روند، وسائل سریع السّیرشان با مسیر شمس حرکت می کند (بلکه گاهی از مسیر آن نیز جلو می افتد). در پیش روی کارخانه های عظیمش، کوهی از دود، و به دنبال سرش کوهی از فرآورده های صنعتی و مواد غذایی(که مردم آن را مواد غذایی سالم فکر می کنند در حالی که ارزش غذایی چندانی ندارند و غالباً خوراکهای ناسالمی هستند) مشاهده می شود.

خامساً، مردم به عللی ـ از قبیل خشکسالی و یا استثمار و استعمار و تبعیضات مختلف و سرمایه گذاریهای کمرشکن در مورد تسلیحات و هزینه طاقت‌فرسای جنگها، و ویرانی های حاصل از آن که همگی معلول زندگی یک بعدی مادّی است ـ گرفتار کمبود مواد غذایی می شوند و مخصوصاً گروهی از گرسنگی می میرند و از میان می روند، و دجّال که عامل اصلی این نابسامانی هاست از این وضع بهره برداری کرده به عنوان کمک به گرسنگان و محرومان جامعه برای تحکیم پایه های استعمار خود کوشش و تلاش می کند.

در پاره ای از روایات نیز نقل شده که هر موئی از مرکب عجیب دجّال سازِ مخصوص و نوای تازه ای سر می دهد که انطباق آن بر این همه وسایل سرگرم کننده ناسالم دنیای ماشینی یک بعدی که در تمام خانه ها و لانه و شهر و بیابان و ساحل دریایش نفوذ کرده کاملا قابل تصوّر است.

به هر صورت، مهم آن است که عناصر انقلابی یعنی سربازان راستین مصلح بزرگ مهدی موعود(علیه السلام) همچون بسیاری از مردم ساده لوح و ظاهر بین، فریب دجّال صفتان را نخورند و برای پیاده کردن طرح انقلابی خود بر اساس ایمان و حق و عدالت از هیچ فرصتی غفلت نکنند.

البته آنچه در بالا گفتیم یک تفسیر احتمالی برای دجّال بود که قرائن مختلفی آن را تأیید می کند. ولی قبول یا عدم قبول این تفسیر به اصل موضوع صدمه نمی زند که مسأله دجّال، با این صفات جنبه کنایه دارد نه این که انسانی باشد با چنان مرکب و چنان صفات و مزایا!

 

پی نوشت ها:

(1) دجال، از ماده "دجل" به معنی دروغگویی و حقه بازی است

(2) سنن ترمذی، باب ما جاء فی الدجال ، ص42

(3) سنن ابی داوود

(4) بحارالانوار، ج52، ص209

(5) اقتباس از حدیث صعصة بن صوحان / بحار الانوار، ج52، ص192

(6) بحارالانوار، ج52، ص194

(7) بحارالانوار، ج52، ص195

سیره عملی امام زمان(عج)

سیره عملی امام زمان(عج)

امام زمان (ع)

امام زمان(علیه السلام) از آن رو كه وارث همه پیامبران عظیم الشّأن و اولیاى گران قدر الهى است، مجموعه اى كامل از صفات كمال و جمال را دارا است. او تجلّى بخش اخلاق عظیم پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) و خصوصیات شگفت امیرالمؤمنین(علیه السلام) و مكارم و فضایل والاى فاطمه زهرا(علیها السلام) و فرزندان معصوم او است. اشاره به برخى از این ویژگى ها مى توانند مقدمه اى آگاهى بخش براى تبعیّت از او و همسویى با او باشد.

1 ـ دانش گسترده:

امیرالمؤمنین(علیه السلام) درباره او فرمودند: «هو اكثركم علماً»؛ «او دانشمندترین شمااست.» (1)

امام باقر(علیه السلام) فرمود: «دانایى به كتاب خداى عزّوجل و سنّت پیامبر او در قلب مهدى ما مى روید همچنانكه گیاهان به بهترین شكل از زمین مى رویند. پس هر كس او را دید بگوید: سلام بر شما اى اهل بیت رحمت و نبوّت و اى گنجینه علم و جاى گاه رسالت» (2)

2 ـ زهد و بى اعتنایى به دنیا:

امام رضا(علیه السلام) درباره او فرمود: «وَ ما لِباسُ الْقائِمَ اِلاَّ الْغَلیظُ، وَ ما طَعامُهُ اِلاَّ الْجَشَبُ»؛ «لباس قائم(علیه السلام) ما چیزى نیست جز پوشاكى خشن و غذاى او چیزى نیست جز طعامى خشك» (3)

3 ـ عدالت گسترى در بین مردم:

امام باقر(علیه السلام) درباره حضرت مهدى(علیه السلام) فرمود: «یَعْدِلُ فى خَلْقِ الرَّحْمنِ، اَلْبِرِّ مِنْهُمْ وَالْفاجِرِ»؛ «او در بین مردم به عدالت رفتار مى كند چه نیكوكار باشند و چه بدكار.» (4)

پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود: «مردى به نزد او مى آید و مى گوید: اى مهدى چیزى به من ببخش، عطایى بفرما. پس حضرت مهدى(علیه السلام)آن مقدار از مال را كه او بتواند حمل كند در دامنش مى ریزد.»

4 ـ عمل به سنّت پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم):

پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود: «او از من است، اسمش همانند اسم من است. خداوند مرا و آیین مرا به وسیله او حفظ مى كند. و او به سنت و روش من عمل مى كند.» (5)

5 ـ جود و بخشش:

پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود: «مردى به نزد او مى آید و مى گوید: اى مهدى چیزى به من ببخش، عطایى بفرما. پس حضرت مهدى(علیه السلام)آن مقدار از مال را كه او بتواند حمل كند در دامنش مى ریزد.» (6)

6 ـ دعا و عبادت:

نمازهاى خاص و دعاهاى فراوانى كه از ناحیه مقدّسه امام زمان(علیه السلام) رسیده است، همگى دلالت بر مداومت آن بزرگوار بر دعاها و عباداتى دارند كه به یقین بالاترین نشانه بندگى و قوى ترین عامل در تقرّب به سوى خدا به شمار مى آیند.

اگر پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله وسلم) براى آمادگى یافتن جهت دریافت مسئولیت بزرگ رسالت، مأمور به اقامه نماز شب به صورت واجب مى شود، به این معنا است كه كثرت بندگى و شدت اهتمام به نماز و دعا و عبادت، لازمه پذیرش مسئولیت هاى بزرگ است و از همین رو، قبول مسئولیت حاكمیت بخشیدن به توحید و عدالت در سراسر دنیا توسط امام زمان(علیه السلام)جز در سایه عبادت هاى همیشگى و دعاهاى پیوسته آن بزرگوار میسّر نیست.

امام زمان (ع)

7 ـ شجاعت و صلابت:

رویارویى با همه مشركان و مستكبران و به زانو درآوردن همه قدرت هاى طاغوتى دنیا، دلاورى بى نظیر و استوارى بى بدیل مى طلبد. كسى كه همچون امام حسین(علیه السلام) مرد میدان رزم باشد و همانند امام على(علیه السلام) زره اش پشت نداشته باشد و همچون رسول الله در گرماگرم پیكارها رزمش مایه دل گرمى رزم آوران و حضور قاطعانه اش پشتوانه كفر ستیزان باشد.

8 ـ صبر و شكیبایى:

استقامت و صبر هر انسان را باید با بررسى میزان بلاها و مقدار مشكلات وارده بر او، برآورد كرد. صبورترین و بردبارترین انسان هاى تاریخ چند سال در برابر سختى ها دوام آورده و چه اندازه بلاها و غم ها را تحمل كرده اند؟

به یقین محنت ها و بلاها و مصیبت هاى امام زمان(علیه السلام) در طول این همه قرن، هرگز قابل مقایسه با هیچ انسان دیگرى نیست; زیرا نه تنها كثرت بلاها و طول زمان ابتلائات است كه صبر و استقامتى والا مى طلبد; بلكه نوع مسئولیت انسان هم در تعیین میزان استقامت و شكیبایى، تأثیرگذار است و حضرت مهدى(علیه السلام) امام زمان و حجت عالمیان و ولى همه مؤمنان و پدر و سرپرست همه شیعیان است.

 

پی نوشت ها:

1- غیبت نعمانى، منتخب الاثر، ص309.

2- كمال الدین، منتخب الاثر، ص309.

3- غیبت نعمایى، منتخب الاثر، ص307.

4- منتخب الاثر، ص310.

5- همان و غیبت نعمایى.

6- كنزالعمال، جلد 6، ص39; و ینابع الموده، ص431.

روایات وارده در باب مدت حكومت امام زمان(عج)

روایات وارده در باب مدت حكومت امام زمان(عج)

امام زمان (عج)

در روایت‌های شیعه و سنی مدت زمان‌های متفاوتی برای حكومت مهدوی ذكر شده كه كمترین آنها هفت سال و بیشترین آنها 309 سال (به مقدار توقف اصحاب كهف در غار) است. در اینجا برخی از روایت مرتبط با این موضوع را نقل می‌كنیم:

1. مدت زمان‌های بیان شده در روایات

هفت سال، هشت سال، نه سال، ده سال، نوزده سال، بیست سال، چهل سال و 309 سال مدت زمان‌هایی هستند كه در روایات از آنها به عنوان مدت حكومت قائم(عج) یاد شده است. هر یك از دانشمندان اسلامی نیز یكی از این زمان‌ها را ترجیح داده و در كتاب‌های خود آورده‌اند. روایت‌هایی كه مستند مدت‌های یاد شده هستند از نظر تعداد و اعتبار یكسان نیستند، ولی در هر حال برای هر یك از آنها می‌توان روایت یا روایت‌هایی را نقل كرد.

الف) روایت‌های هفت و نه سال

در بسیاری از روایاتی كه از طریق اهل سنت از پیامبر اعظم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) نقل شده، مدت زمان حكومت مهدی(عج) هفت یا نه سال ذكر شده است. در یكی از این روایات چنین می‌خوانیم:

«زمین از ظلم و جور پر می‌شود، آنگاه مردی از خاندان من قیام می‌كند، او هفت یا نه [سال] حكومت می‌كند و زمین را از عدل و داد آكنده می‌سازد».(1)

نكته قابل توجه در مورد این دسته از روایات آن است كه در بیشتر آنها پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در پاسخ این پرسش كه امام مهدی(عج) چند سال حكومت می‌كند؟ به جای سخن گفتن و بیان عددی مشخص، به وسیله انگشتان دست، زمان حكومت آن حضرت را مشخص می‌ساختند. محدثان اهل‌سنت هم با توجه به این عمل پیامبر مدت حكومت امام مهدی(عج) را هفت یا نه سال(2) ذكر كرده‌اند؛ از این‌رو این احتمال وجود دارد كه مراد پیامبر از عددی كه با نشان دادن انگشتانشان بیان می‌كردند، نه هفت سال بلكه هفت دوره زمانی باشد.(3)

در یكی از این روایات كه از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است، چنین می‌خوانیم: «همانا قائم [بر او درود باد] نوزده سال و چند ماه حكومت خواهد كرد»

 

گفتنی است علامه مجلسی هم برخی روایت‌های سنی را كه در آنها مدت حكومت امام زمان(عج) هفت یا نه سال بیان شده است، نقل كرده‌اند كه روایت زیر از آن جمله است:

«... پس خداوند مردی از عترت و خاندان مرا برمی‌انگیزد و زمین را از عدل و داد پر می‌كند، چنان كه از ظلم و جور پر شده بود. ساكنان آسمان و زمین از او خشنودند، آسمان چیزی از بارانش را نگه نمی‌دارد و همه را پی در پی، فرومی‌فرستد، زمین هیچ روئیدنی را در خود نگه نمی‌دارد و همه را خارج می‌سازد. تا آنجا كه انتظار می‌رود مردگان نیز زنده شوند، جهانیان هفت یا هشت، یا نه سال در این وضع زندگی می‌كنند».(4)

ب) روایت‌ها‌ی نوزده ‌سال

نعمانی در آخرین باب كتاب خود، چهار روایت، در زمینه مدت زمان حكومت قائم(عج) نقل كرده كه در همه آنها از نوزده سال یا نوزده و چند ماه سخن به بیان آمده است.(5)

در یكی از این روایات كه از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است، چنین می‌خوانیم:

«همانا قائم [بر او درود باد] نوزده سال و چند ماه حكومت خواهد كرد».(6)

در یكی از روایات این باب، افزون بر نوزده سال از 309 سال هم به عنوان مدت حكومت امام مهدی(عج) یاد شده است، كه در ادامه درباره آن سخن خواهیم گفت.

امام زمان (عج)

ج) روایت‌های چهل سال

برخی روایات، مدت حكومت امام مهدی(عج) را چهل سال ذكر كرده‌اند. از جمله در روایتی كه از پیامبر اكرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) نقل شده، آمده است: «او چهل سال در روی زمین فرمانروایی می‌كند».(7)

امام حسن مجتبی (علیه السلام) نیز از پدر بزرگوارش نقل می‌كند كه فرمود:

«خداوند در آخرالزمان مردی را بر می‌انگیزد... او زمین را از عدل، داد، برابری، نور و برهان پر می‌كند... او [به مدت] چهل سال بر شرق و غرب عالم فرمانروایی می‌كند. پس خوشا به حال كسی كه زمان او را درك كند و سخن او را بشنود».(8)

د) روایت‌های هفتاد سال

برخی روایات، ابتدا مدت حكومت قائم(عج) را هفت سال اعلام كرده‌اند، ولی در ادامه یادآور شده‌اند كه هر یك سال از حكومت آن حضرت برابر با ده سال از سال‌های معمولی است.

عبدالكریم خثعمی می‌گوید، به امام صادق(علیه السلام) عرض كردم: «قائم ـ بر او درود باد ـ چند سال حكومت می‌كند» و آن حضرت فرمود: «هفت سال، روزها و شب‌ها طولانی می‌شوند تا آنجا كه هر سال از سال‌های او با ده سال از سال‌های شما برابری می‌كند، و بدین گونه مدت حكومت او با هفتاد سال از سال‌های شما برابر می‌شود».(9)

این موضوع كه در عصر امام مهدی(عج)، سال‌ها طولانی‌تر شده و هر سال با ده سال از سال‌های كنونی برابری می‌كند در روایت‌های متعددی بیان شده است. از جمله در روایتی كه از امام ششم شیعیان(علیه السلام) نقل شده، آمده است: «خداوند در عهد او به چرخ گردون فرمان می‌دهد كه آرام‌تر بگردد، تا آنجا كه در روزگار او یك روز برابر با ده روز از روزهای شما، یك ماه برابر با ده ماه [از ماه‌های شما] و هر سال برابر با ده سال از سال‌های شما می‌شود».(10)

نعمانی در كتاب خود از جابربن یزید جعفی نقل می‌كند كه امام باقر(علیه السلام) می‌فرمود: «به خدا سوگند مردی از ما اهل بیت سیصد سال [و سیزده سال] به اضافه نه [سال] حكومت خواهد كرد، گوید: به آن حضرت عرض كردم: [و] این كی خواهد شد؟ فرمود: پس از وفات قائم(عج). به آن حضرت گفتم: قائم (عج) چقدر در عالم خود برپاست تا از دنیا برود؟ فرمود: نوزده سال از روز قیامش تا روز مرگش»

ه) روایت‌های 309 سال

آخرین گروه از روایات، شامل روایاتی است كه مدت زمان حكومت امام مهدی(عج) را به تعداد سال‌های اقامت اصحاب كهف در غار، یعنی 309 سال دانسته‌اند. در یكی ازاین روایات كه از امام محمدباقر(علیه السلام) نقل شده، چنین آمده است:

«قائم مدت 309 سال حكومت می‌كند، به تعداد سال‌هایی كه اصحاب كهف در غار خود درنگ كردند. او زمین را از عدل و داد پر می‌كند. چنان كه ستم و بی‌داد پر شده بود».(11)

نعمانی در كتاب خود از جابربن یزید جعفی نقل می‌كند كه امام باقر(علیه السلام) می‌فرمود:

«به خدا سوگند مردی از ما اهل بیت سیصد سال [و سیزده سال] به اضافه نه [سال] حكومت خواهد كرد، گوید: به آن حضرت عرض كردم: [و] این كی خواهد شد؟ فرمود: پس از وفات قائم(عج). به آن حضرت گفتم: قائم (عج) چقدر در عالم خود برپاست تا از دنیا برود؟ فرمود: نوزده سال از روز قیامش تا روز مرگش».(12)

 

پی‌نوشت‌ها:

1. احمدبن حنبل، المسند، ج 3، ص 28

2. این احتمال وجود دارد كه كلمه «سبع = هفت» در نسخه برداری‌هایی كه از كتاب‌های روایی صورت گرفته است، تصحیف و تبدیل به «تسع = نه» شده باشد.

3. ر. ك: معجم ‌احادیث الإمام المهدی(عج)، ج 2، ص 527.

4. بحارالآنوار، ج 51، ص 104، ح 39.

5. ر. ك: كتاب الغیبه، ص 331 ـ 332.

6. همان، ص 332، ح 4.

7. بشارت الاسلام، ص 255؛ الزام ‌الناصب، ص 304.

8. بحارالآنوار، ج 52، ص 280، ج 6.

9. بحارالآنوار، ج 52، ص 337، ح 77.

10. همان، ص 333، ح 61؛ شیخ طوسی، كتاب الغیبه، ص 283.

11. بحارالآنوار، ج 52، ص 291، ح 34.

12. كتاب الغیبه، ص 331ـ332 ، ح 3.

جنگ قرقیسیا در آخرالزمان

جنگ قرقیسیا در آخرالزمان

جنگ قرقیسیا زمین

در رابطه به جنگ قرقیسیا دو بیان مختلف آمده است:

بیان اول:

برخی از دانشمندان، یکی از علایم ظهور امام مهدی(علیه السلام) را وقوع معرکه جنگی در منطقه‌ای به نام "هرّ مجدون" و به تعبیر روایات "قرقیسا" می‌دانند. این قضیه حتی در کتب اهل کتاب نیز به آن اشاره شده است. (رؤیای یوحنا، 16/16013؛ سفر زکریا، 14/1-5؛ کتاب مقدس ص 843).

اهل کتاب از یهود و نصارا این معرکه جنگی را بس عظیم و خطرناک می‌دانند که در پایان تاریخ بشر اتفاق خواهد افتاد.

"هرمجدون" کلمه‌ای است مشتق از "هر" به معنای کوه، "مجدوّ" که اسم وادی یا کوه کوچکی در شمال فلسطین است. اهل کتاب گمان می‌کنند مساحت معرکه این جنگ از منطقه مجدو، در شمال فلسطین تا ایدوم در جنوب امتداد دارد (حدود دویست مایل)(شبکه معلومات،ص4).

آنان معتقدند: در این جنگ لشکری با حدود 400 میلیون نفر شرکت خواهند داشت. (شبکه معلومات ص2). لشکری که از عراق، ایران، لیبی، سودان و قفقاز در جنوب روسیه تشکیل شده است.(مجله الفکر الجدید، شماره 15 و16).

دکتر عبد الکریم زبیدی می‌گوید: "... این حادثه همان حادثه بزرگی است که قبل از ظهور امام مهدی(علیه السلام) تحقق خواهد یافت و در روایات از آن به معرکه "قرقیسیا" یاد شده است. در آن واقعه میلیون‌ها لشکر از آمریکا، اروپا، روسیه، ترکیه، مصر و دولت‌های مغرب عربی و لشکریانی از شهرهای شام؛ یعنی، سوریه، اردن، لبنان، فلسین و اسرائیل شرکت خواهند داشت. همگی در منطقه‌ای به نام قرقیسیا از بلاد شام با هم مواجهه خواهند داشت و سفیانی در این هنگام خروج خواهد کرد...".(مجله الفکر الجدید، 15 و 16).

از مجموع روایات استفاده می‌شود که فرمانده عملیاتی این جنگ از جانب دشمنان اسلام، شخصی به نام سفیانی است. او کسی است که به کمک مراکز جاسوسی یهود و آمریکا، در میان مردم تفرقه انداخته و مردم را بر ضد شیعیان اهل بیت تحریک خواهد کرد و نیز بعد از پناه بردن امام زمان(علیه السلام) به کعبه با عده‌ای از یاران خود، در صدد مقابله با حضرت بر خواهد آمد که خود او با لشکریانش در منطقه‌ای به نام "بیدا" به زمین فرو خواهند رفت

 

کلینی به سند خود از امام باقر(علیه السلام) نقل کرده که به میسر فرمود: ای میسر! چه مقدار بین شما و قرقیسیا فاصله است؟ عرض کرد: نزدیک "شاطئ فرات" است. حضرت فرمود: "اما انه سیکون بها وقعة لم یکن مثل‌ها منذ خلق الله تبارک و تعالی السموات و الارض و لا یکون مثل‌ها ما دامت السموات و الارض مادبة للطیر تشبع منها سباع الارض و طیور السماء...".(کافی، ج8، ص245، ح451). آگاه باش که در آن مکان، واقعه‌ای اتفاق خواهد افتاد که نظیر آن از زمان خلقت آسمان‌ها و زمین از جانب خداوند ـ تبارک و تعالی ـ اتفاق نیفتاده است و نخواهد افتاد. آنجا محل پذیرایی پرندگان خواهد بود. درندگان زمین و پرندگان آسمان از آن سیر خواهند شد".

از مجموع روایات استفاده می‌شود که فرمانده عملیاتی این جنگ از جانب دشمنان اسلام، شخصی به نام سفیانی است. او کسی است که به کمک مراکز جاسوسی یهود و آمریکا، در میان مردم تفرقه انداخته و مردم را بر ضد شیعیان اهل بیت تحریک خواهد کرد و نیز بعد از پناه بردن امام زمان(علیه السلام) به کعبه با عده‌ای از یاران خود، در صدد مقابله با حضرت بر خواهد آمد که خود او با لشکریانش در منطقه‌ای به نام "بیدا" به زمین فرو خواهند رفت.

در همین جنگ است که بنیه یهود از هم پاشیده شده و بسیاری از آن‌ها نابود خواهند شد. بخاری به سندش از رسول خدا(ص) نقل کرده که فرمود: " قیامت برپا نمی‌شود تا آنکه شما با یهود بجنگید؛ در آن هنگام به حدی از آنان کشته خواهد شد که حتی سنگی که یک یهودی در آن پناه گرفته، می‌گوید: ای مسلمان! این یهودی است که در کنار من پناه گرفته، او را به قتل برسان".(صحیح بخاری، ج3، ص232).

بیان دوم:

شهدا جنگ تحمیلی دفاع مقدس

نبرد قرقیسیا:

سفیانی پس از سرکوب مخالفان، هدفی جز حمله به عراق ندارد. از این رو، با سپاهی بزرگ به سمت عراق رهسپار می‌شود. در میانه راه در منطقه‌ای به نام قرقیسیا(شهری در سوریه در محل اتصال رود خابور و فرات)، جنگی هولناک درمی‌گیرد و بسیاری کشته می‌شوند.

در تعدادی از احادیث پیشوایان دینی از جنگ "قرقیسیا" خبر داده‌اند. امام صادق(علیه السلام) در حدیثی فرمودند: "ان لله مائدة [مأدبة] بقرقیسیاء یطلع مطلع من السماء فینادی: یا طیر السماء و یا سباع الارض، هلموا الی الشبع من لحوم الجبارین"؛"برای خداوند ودر قرقیسا سفره‌ای(غذایی) است. از آسمان ندا دهنده‌ای آشکار می‌شود و آواز می‌دهد: ای پرندگان آسمان و ای درندگان زمین، بشتابید برای سیر شدن از گوشت ستمگران!"(نعمانی، الغیبه، ص389، ح63).

روایتی دو گروه درگیر این جنگ را فرزندان عباس و مروانی خوانده است، اما چهار حدیث دیگر سفیانی را یکی از طرف‌های درگیری می‌دانند، از جمله حضرت علی(علیه السلام) فرموده است:

"یظهر السفیانی علی الشام ثم یکون بینهم وقعة بقرقیسیا حتی تشبع طیر السماء و سباع الارض من جیفهم..."؛ "سفیانی بر شام غلبه می‌کند. سپس میان آن‌ها در منطقه قرقیسیا جنگی در خواهد گرفت در آن جنگ، آنقدر کشته می‌شوند که پرندگان آسمان و درندگان زمین از مردارشان سیر می‌شوند".(عقد الدرر، ص87، باب 4، فصل2).

از میان روایات یاد شده، تنها این حدیث امام باقر(علیه السلام) از سند معتبری برخوردار است:

"... و یمر جیشه بقرقیسیا فیقتلون بها فیقتل من الجبارین مأة الف ... ؛ ... سپاه سفیانی به قرقیسیا می‌رسند و در آنجا نبردی در می‌گیرد و از ستم گران صد هزار نفر کشته می‌شوند..."(نعمانی، الغیبه،ص392، باب 14، ح67).

"... سفیانی برای عذاب دشمنان شما بس است و او برای شما یکی از علامات است. وقتی این مرد فاسق قیام کرد، باکی بر شما نیست که یک یا دو ماه درنگ کنید تا این که او تعداد زیادی از غیر شما را بکشد ..."

 

از میان این روایات، به حدیثی که طرف‌های درگیر جنگ قرقیسیا فرزندان عباس و مروانی برمی‌شمرد، به لحاظ خبر واحد بودن و ضعف سند و مخالفت با دیگر روایات، نمی‌توان اعتماد کرد. اما بر اساس روایت معتبر پیش گفته و سایر روایاتی که مؤید این حدیث اند، چند مطلب را می‌توان بیان کرد:

1. نبرد قرقیسیا واقع خواهد شد؛

2. یکی از متخاصمین، سفیانی است؛

3. دو طرف درگیری اهل باطل اند؛

4. این نبرد، تلفات انسانی فراوانی بر جای خواهد گذاشت؛

5. سپاه سفیانی، علی رغم تلفات سنگین، پیروز این نبرد است.

روایات به انگیزه این نبرد اشاره نکرده‌اند؛ اما این احتمال وجود دارد که نبرد یاد شده به دلیل مقاومت حاکمان آن سرزمین، در برابر زیاده خواهی‌های سفیانی باشد؛ چرا که سفیانی برای رسیدن به کوفه، تمام مسیر شام تا کوفه را تصرف خواهد کرد.

در روایات درباره طرف دیگری که در نبرد قرقیسیا می‌رزمد، چیزی نیامده است. همچنان که گذشت از روایات یاد شده تنها بر حق نبودن دو گروه متخاصم را می‌توان فهمید. در روایت معتبر دیگری امام باقر(علیه السلام) فرموده است:

"... کفی بالسفیانی نقمة لکم من عدوکم و هو من العلامات لکم، مع ان الفاسق لو قد خرج لمکثتم شهرین بعد خروجه لم یکن علیکم بأس حتی یقتل خلقا کثیرا دونکم ..."؛ "... سفیانی برای عذاب دشمنان شما بس است و او برای شما یکی از علامات است. وقتی این مرد فاسق قیام کرد، باکی بر شما نیست که یک یا دو ماه درنگ کنید تا این که او تعداد زیادی از غیر شما را بکشد ..." (همان، ص417، باب 18، ح3).

این روایت هر چند به نبرد قرقیسیا تصریح نکرده، اما به قرینه سایر روایات، به احتمال فراوان درباره جنگ یاد شده خواهد بود، و بر این اساس، از این روایت فهمیده می‌شود که: طرف دیگر این نبرد نیز از دشمنان شیعه است.

به نظر می‌آید آنچه قابل پذیرش است، اصل وقوع درگیری‌ها است. اما در رابطه با جزئیات نمی‌توان سخن دقیقی گفت. باید توجه داشت که انسان بر اساس قدرت اختیار خود، می‌تواند امور را تغییر دهد، و قرآن و روایات به این نکته تصریح دارند.

وظایف منتظران

وظایف منتظران

امام زمان (عج)

وظایف منتظران نسبت به امام موعود(عج) زیاد است‌، توجه به این وظایف تا حدود زیادی می‌تواند امکان شناخت بیشتر از امامان را نیز فراهم کند.

محبت و ارتباط قلبی با امام زمان(عج)

انسان منتظر‌، پیوسته پیوند قلبی با امام زمان خود دارد . و هیچگاه این گوهر ارزنده را از دست نمی‌دهد. امام صادق(ع) فرمودند : « کسی که در زمان غیبت قائم علیه السلام بر ولایت ما ثابت و استوار بماند، خداوند به او پاداش هزار شهید عطا فرماید. » در حدیث دیگر آمده است که «بر امامت حضرت مهدی علیه السلام کسی استوار نمی‌ماند مگر آن کس که یقین قوی و شناخت صحیح داشته باشد.»

انتظار مداوم ظهور آن حضرت

باید پیوسته منتظر آن حضرت باشیم‌، و هر لحظه خود را برای آن واقعه عظیم و بی‌مانند آماده سازیم‌. خداوند متعال در قرآن‌، هدف از خلقت انسان را عبادت می‌داند و پیامبر اکرم در حدیثی معنای این آیه شریفه را بیان می‌فرمایند‌: «برترین عبادت‌ها‌، انتظار فرج است.‌‌ِ»

پس انتظار ظهور‌، رسیدن به بالاترین عبادت و دستیابی به هدف خلقت است‌. در بیان اهمیت انتظار‌، امام صادق‌(ع) می‌فرمایند‌: «‌هرکسی دوست دارد از جمله یاران حضرت قائم علیه السلام باشد‌، باید در حالی انتظار کشد که پرهیزگاری و اخلاق نیکو داشته باشد.»

دعا و درخواست از خالق یکتا برای تعجیل ظهور

حضرت مهدی(عج) در پیامی به مردم فرموده‌اند: «برای تعجیل فرج بسیار دعا کنید‌، که گشایش شما همان است.‌‌» دعا برای تعجیل ظهور‌، نه تنها برای زود تر فرا‌رسیدن آن روز تاریخی راحت انسان‌ها و حاکمیت عدل در تمام جهان اثر دارد‌، بلکه وسیله‌ای برای حل مشکلات فردی و اجتماعی انسان‌ها در زمان غیبت نیز خواهد بود.

به عبارت دیگر هر‌کس به حل مشکل خود می‌اندیشد‌، برای حل آن مشکل‌، کوتاه‌ترین راه‌، دعا برای راحتی و آسایش آن امام موعود است که در نظر اهل معرفت‌، از جان آن‌ها عزیزتر است‌. خدای مهربان‌، آنگاه که کسی را به یاد امام موعود و در حال دعا کردن برای آن بزرگوار ببیند، خواسته آن فرد منتظر را نیز بسیار بهتر از آنچه خودش خواسته است بر می‌آورد.

برای بیان اهمیت اهتمام به خدمت به امام مهدی(عج) کافی است به حدیث شکوهمندی از حضرت امام صادق(ع)دقت کنیم که فرمودند : «اگر قائم علیه السلام را درک می‌کردم عمر خود را در خدمت به او صرف می‌کردم. »

امام صادق(ع) در مورد دعای عهد ـ که بامداد هر روز خوانده می‌شود ـ فرمودند : «هرکس چهل روز این دعا را بخواند، از یاوران حضرت مهدی(عج) خواهد بود . و اگر پیش از ظهور آن حضرت بمیرد‌، خدای تعالی او را زنده می‌سازد تا در زمان ظهور‌، در رکاب آن حضرت جهاد کند.‌»

شناخت امام عصر(عج)

در حدیث معتبر از رسول خدا‌(‌ص‌) روایت شده که فرمودند : « هر کس بمیرد در حالی که امام زمان خود را نشناسد، به مرگ دوره جاهلیت ( مرگ کفر و نفاق ) از دنیا می‌رود. » این کلام جاودانه پیامبر یکی از وظایف مهم ما را به ما یاد آور می‌شود‌، وظیفه‌ای که نوعاً از آن غفلت داریم . تردید نیست که شناخت امام عصر(عج) فقط به معنای دانستن نام ایشان‌، نام پدر و مادر و تاریخ تولد ایشان نیست و‌گرنه هر فرد کافر منافق می‌تواند این خصوصیات را یاد بگیرد .

تلاش در حل مشکلات مردم

هرکس به نوعی در جهت حل مشکلات مردم بکوشد قلب مبارک امام زمان(عج)را شاد کرده است . کمک به حل مشکلات مردم ـ به خصوص مشکلات کسانی که با حضرتش آشنا و به یاد ایشان هستند ـ نیازمند امکانات مالی فراوان نیست .

مشکلات مختلفی در زندگی انسان‌ها پیش می‌آید که گاهی با کوچک‌ترین قدمی حل می‌شود به ویژه در مورد مشکلات خویشاوندان که با احیای سنت حسنه صله‌رحم‌، هم در جهت کاهش گرفتاری‌ها کوشیده‌ایم‌، و هم قلب مبارک امام زمان(عج) را که ناظر و شاهد اعمال ما هستند‌، شاد کرده‌ایم .زندگی آن گاه زیبا می‌شود که به نیت شاد کردن قلب مبارک آن حضرت ـ که قلب عالم است ـ شادی را در دل‌های همه مردم‌، به ویژه دوست داران و منتظران آن حضرت وارد کنیم .

امام زمان (عج)

سعی در خدمت به امام عصر‌(عج)

اهتمام به خدمت کردن آن حضرت و اقامه یاد ایشان در تمام ایام ـ به ویژه در ایام میلاد آن بزرگوار ـ از دیگر وظایف ما‌، به شمار می‌آید. هر کسی می‌تواند در حد امکانات خود‌، نام و یاد آن بزرگوار را ـ لااقل در محیط خانه و خانواده خود ـ زنده سازد. البته اگر بیش از آن نیز در وسع کسی باشد‌، باید نسبت به آن نیز اقدام کند .

برای بیان اهمیت اهتمام به خدمت به امام مهدی(عج) کافی است به حدیث شکوهمندی از حضرت امام صادق(ع)دقت کنیم که فرمودند : «اگر قائم علیه السلام را درک می‌کردم عمر خود را در خدمت به او صرف می‌کردم. »

تربیت نسلی مهدوی

در روزگار تراکم اشتغالات روزمره دنیوی گاهی این حقیقت از یاد می‌رود که ما بر سر سفره احسان حضرت مهدی(عج) نشسته‌ایم و از یاد می‌بریم که میزبان گرامی ما این حق را به گردن ما دارد که به یاد او باشیم که یاد او خود گره‌گشای مشکلات ما در دنیا و آخرت است.

به علاوه باید این امانت را که گذشتگان ما با خون دل خوردن به دست ما رسانده‌اند، ما نیز باید به نسل آینده منتقل کنیم و تربیت نسل مهدوی نسلی که به یاد امام زمان خود باشد اهتمامی ویژه می‌خواهد‌. این جهاد عظیم به امکانات فوق‌العاده نیاز ندارد، هرکسی در برابر فرزندان خود‌، در این راه مسؤلیت دارد.

برخی وظایف منتظران در زمان غیبت

برخی وظایف منتظران در زمان غیبت


برخی تصور می كنند  انتظار یعنی دست رو دست گذاشتن و ایام را بدون تلاش سپری كردن تا این كه امام زمان علیه السلام ظهور نماید.

حال آن كه معنای انتظار، بسیار گسترده است و منتظر، وظایف بسیاری را باید ایفا نماید تا خود و جامعه را برای ظهور آقا آماده نماید و هرچقدر تلاش منتظران بیشتر شود، شرایط  ظهورامام غایبمان زودتر فراهم می شود. وظیفه ما فقط دعا كردن نیست، بلكه باید این دعا، با خود سازی و جامعه سازی همراه شود.

مرحوم سید محمد تقی موسوی اصفهانی در كتاب شریف مكیال المكارم به هشتاد مورد از وظایف منتظران اشاره كرده است كه به اختصار به برخی از آنها اشاره خواهیم كرد.

1- دعا برای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

یكی ازوظایف مهم ما دعا برای امام زمان است، ائمه هدی علیهم السلام نیز همواره بر این مهم تكیه داشته اند و بر اساس روایاتی از امام صادق علیه السلام در دعایی كه آن حضرت به " زراره" تعلیم فرمودند، محور اصلی آن بر امام شناسی استوار است. ایشان به زراره می فرمایند:" ... اگر غیبت را درك كردی چنین دعا كن:

 

اللهم عرفنی نفسك فانك ان لم تعرفنی نفسك لم اعرف نبیك، اللهم عرفنی رسولك فانك ان لم تعرفنی رسولك لم اعرف حجتك،اللهم عرفنی حجتك فانك ان لم تعرفنی حجتك ضللت عن دینی."(1)

همچنین دعاهای دیگری كه در كتب ادعیه و زیارات بدان اشاره شده، خصوصا دعای معروف

" اللهم كن لولیك الحجة ابن

الحسن ..."

كه بحمدالله در بین جامعه شیعه بسیار معروف و مشهور است.

2- شناخت صفات و سیره امام علیه السلام

بدیهی است كه یك عاشق دلباخته و یك منتظر حقیقی باید بداند كه محبوبش از چه صفاتی برخوردار بوده و چه سیره و روشی را در زندگی و سایر شئونات آن دارد. در این راستا، مطالعه آیات و روایات فراوانی كه در ارتباط با وجود مقدس حضرت بقیه الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف بیان شده، بسیار سودمند است.

3- رعایت ادب در همه موارد

امامی كه واجب الاطاعة و حجت خدا بر تمامی اهل زمین است، نامش محترم و یادش بسیار گرامی است. او پیشوای همه و چشم بینای خدا در بین مخلوقات اوست. روزی اهل زمین به یمن وجود اوست و هر كس كه به مرتبه ای از مراتب كمال می رسد از پرتو عنایات حضرت حق است كه از مسیر امامت به ما رسیده است.

4- عشق وعلاقه نسبت به حضرت

مرحوم سید عبدالكریم كفاش، هفته ای یك مرتبه به محضر آن حضرت مشرف می شد. او در ری در جوار حضرت عبدالعظیم حسنی می زیست. در یكی از تشرفاتش ، حضرت از او می پرسند، سید عبدالكریم اگر ما را نبینی چه خواهد شد؟!

پاسخ می دهد: آقا حتما می میرم.

حضرت در پاسخ فرمودند:" اگر چنین نبودی ما را نمی دیدی."(2)

5- علاقمند كردن دیگران به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

طبیعی است كه هر كس به چیزی علاقمند باشد در صدد تبلیغ و ترویج آن برآمده وآن را به دیگران معرفی خواهد كرد، چه رسد به این كه وجود مقدس خاتم الاوصیاء عجل الله تعالی فرجه الشریف باشد.

6- انتظار فرج

امام صادق علیه السلام فرمودند:" بخشی از معتقدات ائمه علیهم السلام عبارت از تقوی، پاكدامنی و خیرخواهی... و صبوری كردن درانتظار فرج است. "(3)

در بسیاری از روایات، پر فضیلت ترین اعمال، انتظار فرج دانسته شده است.(4)

در بسیاری از احادیث در باب انتظار فرج بیان شده كه هر گاه یكی از منتظران حضرت به رحمت الهی رفت، چنان است كه در میان سپاه امام و یا درمیان خیمه حضرت به شهادت برسد.

در بعضی از روایات تعبیر شده كه چنین شخصی مثل كسی است كه با رسول خدا صلی الله علیه و آله در برابر كفر جهاد كرده باشد.

7- اظهار علاقه وافر برای ملاقات با آن حضرت.

8- ذكر فضائل و مناقب آن حضرت، و شركت در مجالس امام شناسی.

9- صدقه برای سلامتی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف.

10- بجا آوردن حج و عمره و زیارت مشاهد مشرفه به نیابت از امام .

اعمالی كه به نیابت از امام زمان علیه السلام بجا آورده می شود، در واقع هدیه ای از جانب عاشقان و شیفتگان به یوسف زهراست.

11- استغاثه بوجود مقدس امام عجل الله تعالی فرجه الشریف

در بعضی از روایات از آن بزرگوار به" غیاث المضطرالمستكین" تعبیر شده است. توسل واستغاثه براهل البیت علیهم السلام ، سیره دائمی بزرگان و صلحا و علما شیعه بوده و حتی ائمه هدی علیهم السلام نیز به وجود مقدس ایشان توسل می جسته اند.

مرحوم عاملی در روایتی نقل می كنند كه هنگامی كه زهرا مظلومه سلام الله علیها بین دیوار و در مجروح شدند، به دنبال علی علیه السلام ... بودند و ناله " یابن الحسن" سر می دادند و به وجود مقدس امام عصر حضرت حجة بن الحسن عجل الله تعالی فرجه الشریف استغاثه جستند.

12- تجدید بیعت با امام علیه السلام

بر اساس پاره ای از روایات ، تجدید بیعت بعد از هر نماز واجب و یا در هر جمعه مستحب است. ­(5)

و در روایتی از امام صادق علیه السلام نقل شده كه :

" هر كس بعد از نماز صبح و بعد از نماز ظهر بگوید: اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم، نمی میرد مگر آن كه حضرت را ببیند و بشناسد. "(6)

13- اجتناب از محارم

كسی كه منتظر واقعی است، باید از آنچه كه امام زمانش كراهت و دوری دارد، اجتناب نموده و هر عملی كه در تقرب او موثر است را به خاطر رضای محبوب و ارتباط روحی با او انجام دهد.

مرحوم شیخ طوسی متوفی 460 ه.ق در كتاب شریف " تجرید الاعتقاد" می فرمایند:" وجوده لطف و عدمه منا".

وجود حضرت لطف، وعنایت برماست وغیبت ایشان به خاطراعمال و رفتار بد ماست.

گفتم كه روی خوبت از من چرا نهان است         گفتا تو خود حجابی ورنه رخم عیان است

گفتم كه از كه پرسم جانا نشان كویت ؟   گفتا نشان چه پرسی؟ آن كوی، بی نشان است

حضرت علی علیه السلام فرمودند:

" زمین خالی از حجت خدا نیست لكن خداوند متعال، خلقش را از اینكه حجت را بشناسند نابینا ومحروم می نماید و این به خاطر ظلمی است كه بر خودشان روا داشتند."(7)

" ظلم و جور با بصیرت سنخیت ندارد، و كسی كه در كلاس گناه و معصیت بسر می برد هم سنخ با اولیای خدا نیست لذا دیده اش از شناخت حضرت نابیناست."(8)

حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، در توقیعی چنین می فرمایند:" فما یحبسنا عنهم الا ما یتصل بنا مما نكرهه و لا نوثره منهم."(9)

پس محبوس نكرده ما را از دوستان مگر خبرهای ناگواری كه همواره از ناحیه آنان  به ما می رسد كه ناخوشایند است در حالی كه ما آن كارها را از ایشان نخواستیم.

14- دوستی با صالحان

دوستی با دوستان حضرت باعث تقرب و جلب خشنودی ایشان است. همچنین ادخال سرور مومنین و محبین اهل بیت علیهم السلام و همچنین رفع حوائج آنان نیز از وظایف منتظران عصر ظهور شمرده شده است.

قرآن كریم در وصف یاران حضرت ختمی مرتبت می فرماید:

" محمد رسول الله والذین معه اشداء علی الكفار رحماء بینهم."

محمد رسول خدا(صلی الله علیه و آله  و سلم) كسانی كه با او هستند بر علیه كفار بسیار خشن ولی با یكدیگر بسیار مهربانند.

و همچنین امر خدای حكیم كه می فرماید:

" كونوا مع الصادقین"

همواره با افراد راستگو همنشین باشید . كه دراین آیه كریمه شریفه اشاره به دوستی با صالحان دارد.

15- برائت ازدشمنان خدا و اهل بیت علیهم السلام

امام هادی علیه السلام در زیارت شریف جامعه می فرمایند:

"برئت الی الله عزوجل من اعدائكم و من الجبت و الطاغوت و الشیاطین و حزبهم الظالمین. "(10)

بدرگاه خدای عزوجل ازدشمنان شما بیزارم همچنین از جبت و طاغوت و از شیاطین و حزب ستمكار آنان.

پی نوشتها:

1- منتخب الاثر،آیت الله صافی گلپایگانی، حدیث 1،ص 501 .

2- مشعل هدایت ،ج2، ص 129.

3- منتخب الاثر، آیت الله صافی، ص 498 به نقل از بحار الانوار.

4- منتخب الاثر، صص 493 - 500.

5- مكیال المكارم.

6- بحارالانوار، ج 86، ص 77، باب 39.

7- بحارالانوار ، ج 51، ص 113.

8- مشعل هدایت ، ج2، ص 126.

9- احتجاج طبرسی ، ص 322.

10- مفاتیح الجنان، مرحوم شیخ عباس قمی (ره) ، زیارت جامعه كبیره.

آسایش در زمان غیبت

آسایش در زمان غیبت


بی تردید هرانسان آزاده ای از مشكلاتی كه گریبان بشریت را گرفته، آزرده خاطر است. زشتی ها و بدی ها مانند دیوی ددمنش پنجه در گلوی انسانیت انداخته و بی رحمانه راه نفس كشیدن را بر انسان بسته است. انسان های وارسته و دلسوخته از این همه هرزگی و تباهی، كه روز به روز فراگیرتر می گردد، سخت پریشان خاطر و افسرده اند.

سرپیچی از فرمان خداوند، غرق شدن در منجلاب گناه، نداشتن نیت و اندیشه های پاك، عدم شناخت و رعایت حریم و حرمت خدا، گمراهی و ناپایداری در دین آیین، یاوه سرائی، دروغ گویی، عادت به سخنان زشت و ناهنجار، ماندن در جهل و نادانی، خوردن غذاهای حرام و شبهه ناك، رواداشتن ظلم و ستم نسبت به دیگران، دزدی و به یغما بردن دارایی های مردم و ملت ها، چشم های آلوده و دیدن صحنه های مملو از جنایت و فساد، گوش سپردن به نغمه های شیطانی و شنیدن غیبت و تهمت و دروغ، سكوت دانشمندان و خودداری ایشان از پند و اندرز دادن به دیگران، میل و رغبت دانشمندان به دنیا، تنبلی و بی رغبتی دانشجویان و دانش آموزان در كسب علم و معرفت، بی توجهی توده مردم در شنیدن نصیحت و موعظه و عدم پیروی از راه درست دین داری، واگیری بیماری های روحی و جسمی، فزونی مرگ های بی توبه و بی آمرزش، سبك سری پیران و سالخوردگان، خودسری و سركشی جوانان، بی عفتی زنان، تكبر و گردن فرازی اغنیا و بخیلی ثروتمندان، بی صبری و فزون طلبی فقیران و ... مسائل و مشكلات عمده ای است كه در سرتاسر جهان شاهد آن هستیم.

ما اینك در دوران دشوار و پرمحنت غیبت امام زمان علیه السلام به سر می بریم. بی تردید همه ما دوست داریم بدانیم در این روزگار آشفته چه كنیم تا قلب نازنین امام زمان (ع) را راضی كنیم و ظهور آن عزیز را پیش بیندازیم.

شما دوستداران و منتظران راستین امام زمان (ع ) كه در بزرگداشت نام و یاد حضرت مهدی (ع ) آرام و قرار ندارید، از نابسامانیها رنج می برید و بهترین بستر و زمینه سازی برای شتاب در ظهور امام زمان (ع ) را تربیت انسان های صالح و وارسته می دانید و مهم ترین عوامل بازدارنده در فرج حضرت مهدی را همان اموری می شمارید كه پیش تر، از آن ها یاد شد، باید با تمام توان كوشید تا تباهی ها و زشتی ها از جوامع بشری رخت بربندد.

راه های روشنی برای رسیدن به این هدف والا پیش روی ماست . راه هایی كه آن بزرگوار و پدران گرامی ایشان پیش روی ما نهاده اند.

یكی از بهترین رهنمودهای حضرت ولی عصر(ع) دعای زیبائی است كه از آن حضرت نقل شده است. مضامین عمیق و معانی ژرف آن دعا، هم به بخشی از مهم ترین مشكلاتی كه جامعه بشری و به خصوص جوامع مسلمان با آن ها روبرو هستند، اشاره می كند و هم راه حل آنها را بیان می دارد.شما یاران به یقین می خواهید در دورانی كه وضعش را خوب می دانید از آفات و آسیب های خانمانسوز در امان باشید پس خود را در پناه امام زمانتان قرار دهید و این دعا را همراه با آن عزیز زمزمه كنید:

اللهم ارزقنا توفیق الطاعة و بُعدَ المعصیة و صدق النیة و عرفان الحرمه.

بارالها! به ما توفیق بده تا ترا اطاعت كنیم و از گناهان دوری گزینیم و نیت و اندیشه پاك و صادق داشته باشیم و حرمت ترا پاس بداریم.

و اكرمنا بالهدی و الاستقامه و سددالسنتنا بالصواب و الحكمة.

ما را با هدایت و استقامت در راه دین و آئین گرامی بدار و زبانمان را با سخنان سنجیده و حكمت آمیز استوار فرما.

و املا قلوبنا بالعلم و المعرفة

دلهای ما را از دانش و معرفت پر كن.

و طهر بطوننا من الحرام و الشبهة.

و شكم های ما را از غذاهای حرام و شبهه ناك پاك بگردان.

و اكفف ایدینا عن الظلم و السرقة.

دستان ما را از ظلم و ستم و سرقت باز بدار.

و اغضض ابصارنا عن الفجور و الخیانة

و چشمان ما را از خیانت و هرزگی حفظ فرما.

و اسدد اسماعنا عن اللغو و الغیبة.

و گوشهای ما را از شنیدن سخنان لغو و بیهوده و غیبت، بربند.

و تفضل علی علمائنا بالزهد والنصیحة.

خدایا! بر دانشمندان ما زهد و خیرخواهی تفضل فرما.

و علی المتعلمین بالجهد و الرغبة.

بارالها! به دانشجویان، تلاش و رغبت كرامت كن.

و علی المستمعین بالاتباع و الموعظة.

خداوند! به شنوندگان، پیروی و پندپذیری عطا كن.

و علی مرضی المسلمین بالشفاء و الراحة.

خدایا! به مریضان مسلمان، شفا و آسودگی.

و علی موتاهم بالرافة و الرحمة.

و بر مردگان ایشان، رافت و رحمت مرحمت فرما.

و علی مشایخنا بالوقار و السكینة.

بارالها! به سالخوردگان ما، وقار وسنگینی.

و علی الشباب بالانابه و التوبة.

و به جوانان، توبه و بازگشت از گناه.

و علی النساء بالحیاء و العفة.

و به زنان، حیا و پاكدامنی عطا فرما.

و علی الاغنیا بالتواضع و السعة.

خداوندا! به ثروتمندان ، فروتنی وبخشندگی.

و علی الفقراء بالصبر و القناعة.

و بر فقیران، صبر و قناعت كرامت كن.

و علی الغزاة بالنصر و الغلبة .

بارالها! به جنگجویان ، پیروزی و نصرت.

 و علی الاسراء بالخلاص و الراحة.

و به اسیران، آزادی و آسودگی عطا بفرما.

و علی الامرا بالعدل و الشفقة.

بارخدایا! به امیران، عدل و دلسوزی.

 و علی الرعیة بالانصاف و حسن السیره.

و به رعیت، انصاف و خوش رفتاری ارزانی فرما.

و بارك للحجاج و الزوار فی الزاد و النفقة.

خدایا! بر توشه و نفقه حاجیان و زیارت كنندگان بیفزای.

و اقض ما اوجبت علهیم من الحج و العمرة.

بارالها! هر آن چه از حج و عمره بر حاجیان و زائران واجب فرموده ای، به انجام رسان.

بفضلك و رحمتك یا ارحم الراحمین

ای مهربان ترین مهربانان! تمامی این درخواستها و دعاها را به فضل و  رحمت خویش اجابت فرما.

نظارت بر اعمال

نظارت بر اعمال

" ما به آنچه  بر شما می گذرد احاطه علمی داریم و هیچ یك از خبرهای شما از ما پوشیده نیست... ما نسبت به رعایت حال شما اهمال نمی كنیم و یاد شما را فراموش نمی كنیم ."

یكی از مهمترین اعتقادات شیعه ، مسئله نظارت امام معصوم علیه السلام بر اعمال است.شیعه معتقد است كه حضرات معصومین علیهم السلام شاهد و ناظر بر اعمال ما هستند.

وجود مقدس امام هادی علیه الصلاة و السلام در زیارت " جامعه كبیره" بدین مهم تصریح فرموده اند و به حق می توان گفت كه این زیارت شریفه یك دایرة المعارف امام شناسی است.

در فرازی از زیارت جامعه می فرمایند: ".... و شهداء علی خلقه " یعنی: شما ائمه علیهم السلام حجت های خداوند متعال بر خلقش هستید.

در فرهنگ گرانسنگ قرآن نیزاز وجود مقدس حضرت ختمی مرتبت صلی الله علیه وآله به عنوان گواه بر مردم یاد شده است. خداوند متعال در سوره مباركه بقره ، آیه 143 می فرماید:

" و كذلك جعلناكم امة وسطا لتكونوا شهداء علی الناس و یكون الرسول علیكم شهیداً."

شما را امت میانه ای قرار دادیم تا گواه بر مردم باشید و پیامبرهم گواه بر شما.

امام باقرعلیه السلام در روایتی به سند صحیحه فرمودند: " ما ائمه، امت میانه هستیم و ما گواهان خداوند بر خلقش و حجت های او در روی زمین هستیم."(2)

به طوركلی با توجه به آیات و روایات شیعه این مطلب به اثبات می رسد كه ائمه هدی علیهم السلام همچون رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله شاهد براعمال و رفتار ما هستند و این اعتقاد شیعه و سنی است.

" ابوالقاسم حسكانی" از علماء اهل سنت در كتاب " شواهد التنزیل" ازحضرت علی علیه السلام حدیثی را نقل می كند كه ذیل آیه 143 سوره بقره فرمودند: " مراد از شاهدان، ما اهل البیت هستیم. رسول خدا شاهد بر ما و ما شاهدان خداوند بر خلقش و حجت های او در روی زمین هستیم ."(3)

نكته قابل توجه آن است كه مسئله عرضه اعمال به خدمت وجود مقدس حضرت بقیة الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف دارای اثر تربیتی فوق العاده ای است. شیعه ی عاشقی كه می داند محبوبش هر لحظه او را زیر نظر دارد و به اعمال و رفتار او نظارت می نماید، سعی می كند كه در نحوه عملكرد خود دقت بیشتری داشته باشد.

امام باقر علیه السلام فرمودند: " ان الاعمال تعرض علی نبیكم كل عشیه الخمیس فلیستح احدكم ان تعرض علی نبیه العمل القبیح ."(4)

" تمام اعمال شما هرشب پنجشنبه به پیامبرتان عرضه می شود، پس باید ازاین كه عمل زشتی از شما بر پیامبرعرضه شود، خجالت زده باشید."

امام رضا علیه آلاف التحیه و الثناء فرمودند: " والله ان اعمالكم لتعرض علی فی كل یوم و لیله." (5)

به خدا سوگند كه اعمال شما هر شب و روز بر من عرضه می شود.

لازم به ذكر است كه مسئله عرضه اعمال، در روایات به بیانات متفاوتی وارد شده ، بعضی از روایات روز پنجشنبه را روز عرضه اعمال بر پیامبر یا یكی از معصومین صلوات الله علیهم اجمعین می دانند. بعضی دیگر هر روز صبح و عصر و در بعضی، روز و شب را به عنوان وقت عرضه اعمال بیان داشته اند اما قدرمسلم این كه اعمال ما بر اساس روایت، به معصومین و اكنون به وجود مقدس امام زمان عجل الله تعالی فرجه عرضه می شود و مثل گزارشی كه كارمندان در ابتدای روز یا در پایان ساعت كاری و حتی هفتگی و ماهانه به ریاست شركت تقدیم می كنند، اعمال ما نیز مورد دقت و بررسی قرار می گیرد.

در زیارت روز جمعه خطاب به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ناله سر می دهیم كه:" السلام علیك یا عین الله فی خلقه."

درود و سلام بر چشم خدا در بین مخلوقاتش.

" رمیله" یكی از اصحاب امیرالمومنین علیه اسلام نقل می كند:" سخت بیمار شده بودم تا این كه روز جمعه قدری احساس سبكی كردم، با خودم گفتم بهتر است آبی به صورت زده و به امامت امیرالمؤمنین علیه السلام نماز بخوانم . به مسجد رفتم، هنگامی كه حضرت بالای منبر می رفتند دوباره حالم بد شد، هنگام بازگشت حضرت علی علیه السلام از مسجد به محله قصر تشریف بردند و من نیز ایشان راهمراهی كرده و همراه ایشان به آن محله رفتم.

امیرالمؤمنین علیه السلام به من فرمودند: ای رمیله، دیدم كه از درد به خود می پیچیدی ؟!

گفتم: بله یا امیرالمومنین، و جریان بیماری خود را برای ایشان تعریف كردم و ازانگیزه حضور در نماز با آن حضرت سخن گفتم.

حضرت فرمودند: ای رمیله هیچ مومنی بیمار نمی شود مگر آن كه ما هم درغم او غمگین  می شویم، و ناراحت نمی شود مگر آن كه ما هم درغم او غمگین می شویم و هیچ دعایی نمی كند مگر آن كه به دعای او آمین می گوییم و سكوت نمی كند مگر آن كه ما برایش دعا می كنیم.

عرضه داشتم یا امیرالمومنین فدایت گردم، این مطلب مربوط به كسانی است كه با شما در این مكان هستند، اما كسانی كه در اطراف و اكناف زمین زندگی می كنند چطور؟! فرمودند: ای رمیله هیچ مومنی در شرق و غرب زمین از ما غائب نیست."(6)

نكته مهمی كه ذیل این روایت قابل ذكر است آن كه این حدیث و احادیثی از این قبیل باید درباور انسان جای گرفته و بدان اعتماد پیدا كنیم. به عبارت دیگر این حقیقت را با تمام وجود احساس كنیم.

در این صورت " غیبت" برای ما به منزله " مشاهده" خواهد شد و همواره خود را در محضر آن ولی الهی احساس خواهیم كرد.

امام سجاد علیه السلام به ابوخالد كابلی می فرمایند:" ای اباخالد همانا مردم در زمان غیبت او كه اعتقاد به امامتش دارند و در انتظار ظهورش هستند از مردم همه زمانها بهترند، زیرا خدای تبارك و تعالی چنان فهم و عقل و معرفتی به آنها عنایت فرموده كه غیبت برای آنها به منزله دیدن حضوری شده است." (7)

وجود مقدس حضرت ولی عصر ارواحنا فداه در توقیع مبارك خطاب به شیخ مفید رحمة الله تعالی علیه می فرمایند: " فانا نحیط علما بانبائكم  ولا یعزب عنا شی من اخباركم ... انا غیر مهملین لمراعاتكم  و لا ناسین لذكركم."

(8)

" ما به آنچه  بر شما می گذرد احاطه علمی داریم و هیچ یك از خبرهای شما از ما پوشیده نیست... ما نسبت به رعایت حال شما اهمال نمی كنیم و یاد شما را فراموش نمی كنیم."

" ابوبصیر نقل می كند كه با حضرت باقرعلیه السلام داخل مسجد شدم در حالی كه مردم رفت و آمد می كردند، حضرت به من فرمودند از مردم سوال كن كه آیا مرا می بینند؟ هر كس از آنجا رد می شد از او می پرسیدم آیا ابوجعفر علیه السلام را ندیدی؟ می گفت: نه، در حالی كه ایشان در كنار من ایستاده بودند.

تا این كه ابوهارون نابینا (مكفوف) وارد شد، حضرت فرمودند: از این بپرس، گفتم آیا ابوجعفر علیه السلام را ندیدی؟

گفت: مگر نه همین است كه اینجا ایستاده؟

گفتم: از كجا دانستی؟!

گفت: چطور ندانم درحالی كه او نوری درخشنده وتابناك است؟ "

" ابوبصیر می گوید شنیدم كه آن حضرت به مردی از اهل آفریقا می فرمودند: حال راشد چطور است؟!

پاسخ داد: او زنده و با عقیده صحیح است.او را ترك گفتم در حالی كه به شما سلام رساند.

حضرت فرمودند: خد او را رحمت كند.

گفت: مگر او به رحمت خدا رفته است؟!

فرمودند: بله، پرسید چه موقع؟ حضرت فرمودند: دو روز پس از خارج شدن تو، آن مرد گفت: به خدا قسم كه او بیمار نبود و هیچگونه ناراحتی نداشت.

ابوبصیر می گوید: من پرسیدم، آن مرد كه بود؟ حضرت پاسخ دادند: یكی از افراد معتقد به ولایت، و از دوستداران ما بود.

و فرمودند: اگر فكر می كنید كه نسبت به شما دیدگانی بینا و گوشهایی شنوا نداریم، بد تصور كرده اید. به خدا قسم كه هیچیك از اعمال شما بر ما مخفی نیست، پس همه ما را حاضر بدانید و خود را به كارهای خوب عادت دهید و از اهل خیر باشید تا بدان شناخته شوید كه من فرزندان و شیعیان خود را به آن سفارش می كنم."(9)

مراحل شهادت

خداوند متعال عالم الغیب و الشهاده است. او شاهد و ناظر براعمال ماست و به پنهان و آشكار ما اطلاع دارد.

در قرآن كریم می فرماید: " والله علی كل شی شهید."

شاهد چون در محلی حضور پیدا كرده و تحمل شهادت نموده، شهید نیز نامیده می شود در واقع شهادت دارای دو مرحله است :

الف) مرحله تحمل شهادت

ب) مرحله اداء شهادت

بدین معنا، كه فردی را كه بناست به مطلبی شهادت بدهد باید به متن آن موضوع وارد باشد و آن موضوع را به چشم خود مشاهده نموده باشد كه این مرحله را مرحله تحمل شهادت می گویند، تا زمانی كه نزد قاضی رسیده و اداء شهادت نماید.

در مورد افراد عادی باید گفت كه به ظاهر مطلبی شهادت می دهند و براساس حجیت ظواهر، در باب قضا مورد قبول است یعنی در واقع شاهد به آنچه دیده است شهادت می دهد. افراد عادی هرگز نمی توانند از واقع مطلب و به عبارت دیگر كنه مطلبی اطلاع یابند.

به بیان دیگر باید گفت: شهادت یك مفهوم كلی است كه دارای مراتبی است و برترین مرتبه آن را فقط خداوند و ذوات مقدسه معصوم علیهم السلام درك می كنند. این مطلب نیز حكمتی دارد كه با دقت درآن می توان به مطالب نابی رسید.

اگر خداوند متعال و معصومین علیهم السلام شاهد بر اعمال ما هستند (به عنوان عالی ترین مرحله تحمل و درك شهادت) بدان  جهت است كه مظهر ستارالعیوبی بوده و هرگز كنه مطلب و ما فی الضمیر افراد را به دیگری بازگو نخواهند نمود.

بسیاری از افرادی كه به خدمت پیامر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم می رسیدند چه بسا پیامبر و تعالیم آسمانی اسلام را قبول نداشته اند و در باطن منافقانی بودند كه در لباس مسلمین و متدینین به خدمت پیامبر رسیده و چه بسا خیلی هم اظهار مسلمانی نموده و حتی پیامبر با آنان هم سفره می شدند، در صورتی كه از ضمیرآنان با خبر بودند و ازآنچه در قلب آنان می گذشت اطلاع كافی داشتند. برخورد پیامبر صلی الله علیه و آله با ابوسیفیان در زمانی كه اسلام آورده بود، برخوردی كاملاً عادی و همانند برخورد پیامبر با سایر مسلمین بود.

پس اگر معصوم از جانب خدا براعمال و اسرار ما مطلع شود، مظهر ستر الهی بوده و هرگز موجبات خجلت و بی آبرویی دیگران را فراهم نخواهد آورد. ضمن آن كه هرگز چنین دركی به دیگران تفویض نشده و احدی از ادراكی چون درك معصوم برخوردار نخواهد بود كه حضرت علی علیه السلام در نهج البلاغه فرمودند: " ولا یقاس بآل محمد من هذه الامة احد."(10)

احدی از این امت ( كه برترین امتهاست) با آل محمد قابل مقایسه نخواهد بود.

معصوم، جلوه تام خدا و مظهر ستارالعیوبی اوست و هرگز كسی را نمی توان در هیچ صفتی با او مقایسه نمود و از جمله آن صفات، اطلاع بر اسرار و خفیات تمام موجودات است.

شاید به ذهن بیاید كه اطلاع معصوم از احوال و اسرار ما چه فایده ای دارد؟ در پاسخ باید گفت: اطلاع ولی تام الهی از اعمال و رفتار ما دارای فوائدی بسیار مهم است كه ذیلا به برخی ازآنان اشاره می شود.

1- اگر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف از اعمال و رفتار ما مطلع باشند در مصایب و مشكلات زندگی با دست غیببی خود مشكل گشای ما خواهند وبه طور مستقیم و یا غیر مستقیم به یاری ما خواهند شتافت. كه در این مورد مطالب فراوانی در كتب مفصله از جمله " نجم الثاقب" اثر مرحوم آیت الله میرزا حسن نوری رحمة الله تعالی علیه و كتاب " دارالسلام" اثر مرحوم آیت الله شیخ محمود میثمی عراقی(11)  رحمة الله تعالی علیه و كتب دیگری در مورد عنایات امام عصرعجل الله تعالی فرجه الشریف، به رشته تحریر درآمده است.

2- اطلاع آن حضرت از امور خیر و اعمال نیك باعث جلب رضایت ایشان شده و حتماً با دعای خیرشان باعث تأیید بیش از پیش ما خواهند بود، كه بسیاری از تشرفات و عنایات ائمه هدی علیهم السلام حاكی از این مورد است.

3- به طور كلی بررسی هفتگی یا روزانه باعث دقت بیشتر ما شده و از طرفی دارای اثر تربیتی بسیار مثبتی خواهد بود. اگر بدانیم اعمال ما مورد دقت آن امام بزرگوار خواهد بود، حتماً سعی می كنیم عملی مطابق رضایت معصوم را در پرونده اعما ل خود ثبت كنیم. خاصه این كه دعای خیر امام زمان علیه السلام باعث توفیق بیش از پیش ما خواهد بود.

وجود مقدس حضرت حجة بن الحسن عجل الله تعالی فرجه الشریف در توقیعی به مرحوم شیخ مفید(ره) می فرمایند: " ... انا غیر مهملین لمراعاتكم  ولا ناسین لذكركم."

" ... همانا در رعایت حال شما كوتاهی نمی كنیم و یاد شما را از خاطر نمی بریم."

امید آن كه تمام اعمال ما مورد رضایت آن حضرت بوده و لحظه به لحظه در جلب رضایتش بكوشیم.

پی نوشتها:

1- كافی، كتاب الحجة، ص 190.

2- همان.

3- تاویل الایات الظاهره، سید علی حسینی الاسترآبادی (نیمه دوم قرن دهم) به نقل از شواهد التنزیل.

4- بحارالانوار، ج 23، ص 343 .

5- ینابیع المعاجز، سید هاشم بحرانی ، ص 100.

6- بصائر الدرجات، محمد بن الحسن الصفار، ج 1 ، باب 16.

7- كمال الدین، مرحوم صدوق، باب 31، حدیث 2.

8- احتجاج طبرسی ، ج 2، ص 323.

9- خرائج مرحوم راوندی، ص 92 .

10- نهج البلاغه.

11- در  قدیم به شهر اراك (استان مركزی)، عراق عجم گفته می شد.

آخرالزمان و ویژگی های آن

آخرالزمان و ویژگی های آن

 

روز نهم ربیع الاول، پس از شهادت امام حسن عسکری علیه السلام، امامت صاحب الزمان(عج) آغاز می شود. این روز، روز آغاز امامت امید شیعیان و مستضعفان است.

ای منتظر، ای منجی بشریت، ای آخرین ذخیره الهی!

ای حجت بن الحسن العسکری و ای صاحب الزمان!

بیا و بر دلهای زخمی و مجروح و خسته شیعیان و محبین خود مرهمی بگذار.

یا صاحب الزمان! بامدادان جمعه را با اشتیاق و امید آغاز می کنیم و عصر جمعه که از راه می رسد، بار دیگر غم و غصه تنهایی و دوری و فراق و هجر تو، قلبمان را می فشارد و بار گرانی بر دلهای  دوستان و شیعیان تو تحمیل می گردد، و هفته ای دیگر را به امید آدینه ای دیگر سپری می کنیم تا شاید آدینه بعد، روز وصل ما با تو باشد.

انتظار فرج قائم آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم متضمن اقرار به وجود و حیات و ظهور آن بزرگوار و عدم شک درباره ایشان و پذیرفتن غیبت و تحمل فراق آن عزیز و عدم اعتراض به پنهان بودن آن محبوب و صبر بر بلایا و آزارها و ناکامی ها و تمسک به آثار قابل تحصیل از ائمه هدی علیهم صلوات الله و ارشاد و استرشاد و رجوع به راویان اخبار ایشان و تقلید از فقهاء جامع شرایط می باشد. بنابراین وظیفه اصلی شیعه در مقام انتظار، احراز تکالیف الزامیه ای است که از سوی شارع مقدس متوجه او می باشد و این امر از یکی از طرق یقین، اجتهاد، تقلید و احتیاط محرز می گردد.

بی تردید هر آغازی را انجامی است و هر شروعی را پایان، مگر ذات اقدس پروردگار که آغاز و انجام ندارد. دنیا نیز از این قاعده کلی و فراگیر بیرون نیست. از این رو زمانی بر این دنیا گذشته و زمانی خواهد گذشت که زمان پایان خواهد بود و این قسمت پایانی کتاب زمان را " آخرالزمان" نام نهاده اند.

"آخرالزمان" اصطلاحی است که در فرهنگ اغلب ادیان بزرگ دنیا به چشم می خورد و بویژه در ادیان ابراهیمی از برجستگی و اهمیت ویژه ای برخوردار است.

این اصطلاح معمولا به مدت زمان پایان دنیا و رویدادهایی که ممکن است در آن بخش از زندگی دنیوی به وقوع بپیوندد، گفته می شود که ادیان بزرگ درباره آن پیشگویی هایی کرده و مطالبی ذکر نموده اند.

از جمله صحیفه آسمانی مسلمانان در مواردی فراوان به این بخش از آینده اشاره کرده، پرده از برخی رخدادهای آن زمان برداشته است. بطور کلی در معارف ارزشمند اسلامی این اصطلاح به دو معنا به کار رفته است:

1- مدت زمانی طولانی که با ولادت آخرین پیامبر الهی آغاز و با شروع  قیامت پایان می یابد و از همین جهت است که از پیامبراسلام به عنوان پیامبر آخرالزمان یاد شده است.

2- معنای دوم که تا حدودی از معنای نخست محدودتر است به مدت زمانی که با ولادت حضرت مهدی(ع) آغاز شده، زمان غیبت صغری و کبری و همچنین ظهور حکومت جهانی آن حضرت را نیز شامل می گردد.

از مجموع احادیثی که در کتاب های روایی، تفسیر و تاریخ درباره دوران آخرالزمان ذکر شده، دو مطلب اساسی و قابل توجه به دست می آید که گویای این مطلب است که آخرالزمان به دو دوره کاملا متفاوت تقسیم می شود: دوران نخست زمانی است که در آن فساد اخلاقی و ظلم و ستم جوامع بشری را فرا خواهد گرفت و در دوران دوم- که با قیام مصلح جهانی آغاز می شود- تمامی فسادها و ظلم ها ریشه کن شده، جای خود را به عدالت خواهد داد و توحید، عدل و رشد عقلی و علمی در سراسر زندگی انسان ها گسترش می یابد.

کلیات عقاید مربوط به آخرالزمان تقریبا در میان فرقه های بزرگ اسلام پذیرفته شده است، ولی این که آیا این تحولات آخرالزمان  با ظهور مهدی موعود(ع) پدیدار خواهد شد و نیز در این که مهدی موعود چه کسی است، اختلافاتی وجود دارد.

شیعیان دوازده امامی، حضرت مهدی(ع) و حکومت جهانی او را حسن ختام حیات بشری در دنیا دانسته، برپایی قیامت صغری و حاکمیت برخی از ائمه را تحت عنوان" رجعت" مُهر پایانی طومار زندگی بر زمین ذکرکرده اند، که البته هر دو مجالی وسیع می طلبد و فرصتی دیگر.

پیوند مهدویت با آخرالزمانتعبیرهایی در روایات وجود دارد که پیوند ناگسستنی مهدویت با آخرالزمان را به روشنی بیان می کند. در ذیل برخی از این روایات را نقل می کنیم:

1- امام صادق(ع) از جد بزرگوارشان رسول گرامی اسلام(ص) روایت فرمود که آن حضرت رو به سوی علی(ع) نموده، چنین فرمودند:

آیا تو را بشارت ندهم؟ آیا تو را خبر ندهم؟ عرض کرد: بله یا رسول الله. پس آن حضرت فرمود: هم اینک جبرییل نزد من بود و مرا خبر داد که آن قائمی که در آخرالزمان ظهور می کند و زمین را پر از عدل و داد می نماید؛ همانگونه که از ظلم و جور آکنده شده باشد، هر آینه از ذریه تو و از فرزندان حسین(ع) است."(1)

2- عبدالله بن مسعود از رسول گرامی اسلام(ص) نقل می کند که آن حضرت فرمود: " لا تذهب الدنیا حتی یلی امتی رجل من اهل بیتی یقال له المهدی"(2)؛ دنیا به پایان نرسد مگر این که امت مرا مردی رهبری کند که از اهل بیت من است و به او مهدی گفته می شود."

3- ابان می گوید:" امام صادق فرمود: دنیا به سرانجام نخواهد رسید تا این که مردی از تبار من قیام نماید و به حکومت آل داود( که خود علم خواهد داشت) حکم می کند و از بینه سؤال نخواهد نمود و هر صاحب حقی را به حق خویش خواهد رساند."(3)

4-در حدیث شریف نبوی می خوانیم:

روزهای دنیا منقضی نگردد تا این که مردی از اهل بیت من - بر زمین - حکومت کند که هم نام من باشد.

5- عبدالله بن مسعود می گوید پیامبر خدا فرمود: اگر از دنیا بیش از یک روز باقی نمانده باشد، خداوند آن روز را طولانی خواهد کرد تا مردی از خاندان مرا برانگیزد.(5)

در همه روایات فوق با تعبیرهای مختلف بحث آخرالزمان و ظهور امام زمان(عج) در این دوران مطرح شده است.

 

علائم و نشانه های آخرالزمانآخرالزمان دارای نشانه هایی است که در اصطلاح به آن ها" علائم آخرالزمان" گفته می شود.

علاوه بر اصطلاح رایج" علائم آخرالزمان" در فرهنگ مسلمانان، اصطلاح مشابه دیگری است که از آن به " اشراط الساعة" یاد می شود. اگرچه این اصطلاح به علائم وقوع قیامت اختصاص دارد، ولی از بررسی روایاتی که زیر این عنوان در کتاب های حدیثی ذکر شده است، به دست می آید که محتوای سخنان، مطالب مشترک فراوانی با روایات آخرالزمان دارد و بسیاری از نشانه ها در هر دو دسته روایات ذکرشده است. البته اصطلاح دوم نزد اهل سنت و اصطلاح نخست نزد شیعیان شایع تر و رایج تر است.

همانگونه که اشاره شد، این دوره دارای ویژگی هایی است که در روایات اسلامی از آن یاد شده است. برخی از آن خصوصیات که در آستانه ظهور به خوبی قابل مشاهده است، عبارتند از:

1- فراموش کردن دین:پیامبراکرم(ص) آنگاه که به توصیف زندگی مردم در دوران آخرالزمان می پردازد، اینگونه می فرماید:

" برای مردم روزگاری فرا می رسد که دین و آئین آن ها در همّ هایشان است و همت آن ها شکم هایشان و قبله آن ها زنانشان می باشد. رکوع  و سجودشان برای مال دنیاست، در حیرت و مستی خواهند بود و نه مسلمانند و نه نصرانی."(6)

2- دنیا پرستی:از دیگر ویژگی های آخرالزمان، غوطه ور شدن مردم در دنیا و دنیا پرستی است. رسول گرامی اسلام(ص) در این باره فرموده اند:

" به زودی زمانی بر امت من می آید که در آن زمان درون آن ها پلید می شود ولی ظاهر آن ها به طمع دنیا آراسته می گردد. به آنچه در پیشگاه خداوند است دل نمی بندند، دین آن ها ریا، و [تظاهر] است، خوف از خدا به دلشان راه نیاید[ و خداوند آن ها را به عذابی فراگیر دچار سازد و به این صورت که ] آن ها خداوند را همچون آدم غرق شده می خوانند و خداوند دعایشان را مستجاب نمی کند."(7)

3- فتنه های بزرگ:از دیگر ویژگی های عصر آخرالزمان، ظهور و بروز امتحانات بزرگ الهی است که بسیاری از انسان های سست ایمان در این آزمایش های الهی مردود و عده ای که ایمان در تمام وجودشان رسوخ کرده، موفق بیرون می آیند.

ابوخالد کابلی از امام سجاد(ع) نقل می کند که آن حضرت فرمود:

 " ای اباخالد! هر آینه فتنه هایی همچون قطعه های شب تار[ در راه است] و فرا خواهد رسید که هرگز کسی [ از آن] نجات نخواهد یافت مگر کسی که خداوند از او پیمان گرفته است و ایشان چراغ های هدایت و چشمه ساران دانشند."(8)

آری کسی که در ریزش فتنه، سرایمان را به سلامت در برد، کاری کارستان کرده است که پیامبر اکرم از آن سوی اعصار و قرون از دیدن ایشان در شگفت آمده به علی(ع) چنین فرمود:

ای علی! بدان که شگفت آورترین مردم در ایمان و بزرگترین آنان در یقین مردمی می باشند که در آخرالزمان واقع شده اند، پیغمبر را ملاقات نکرده اند و از امام خود محجوبند و همانا به نوشته- که خط سیاهی بر صفحه سفید است- ایمان آورده اند."(9)

سیمای زندگی در آخرالزمانبا توجه به ویژگی های فوق می توان سیمای زندگی در آخرالزمان را اینگونه ترسیم نمود:

الف- دین در آخرالزمان:همانگونه که اشاره شد، عوامل فراوانی دست به دست هم داده، روز به روز حقیقت تابناک دین را در هاله ای از ابهام فرو می برند. از این رو همواره دین، رو به کم رنگ شدن در جوامع می رود و خرافات و انحرافات فراوانی گریبان گیر آن می شود به نحوی که وقتی حضرت مهدی(ع) قیام نموده، غبار از چهره دین برمی گیرد. همگی گمان می کنند این دین جدیدی است که آن حضرت ارائه می فرماید. رسول خدا(ص) می فرماید:

" بر امت من زمانی پیش می آید که از قرآن جز نقش آن و از اسلام جز نام آن باقی نماند.[ به ظاهر] مسلمان نامیده می شوند در حالی که بیش از همه مردمان از آن دورند، مساجدشان آباد است ولی از هدایت خالی است."(10)

ب- مردان آخرالزمان:اگرچه امتحان خداوند برای زن و مرد یکسان است ولی پاره ای روایات به خصوص درباره مردان آخرالزمان سخن گفته اند که امام صادق(ع) فرمود:

" مردی را می بینی هنگامی که یک روز بر او گذشته و گناه بزرگی انجام نداده است. از قبیل فحشا، کم فروشی، کلاهبرداری و یا شرب خمر، بسیار غمگین و اندوهگین می شود."(11)

 

ج- زنان آخرالزمان:خداوند متعال زن را همانند مرد گوهر گرانبهای آفرینش قلمداد کرده است و او گاه با اختیار و انتخاب خود تا اوج کمالات معنوی صعود می کند و گاهی به پایین ترین درکات سقوط می نماید.

رسول گرامی اسلام(ص) در وصف برخی از زنان آخرالزمان چنین می فرماید:

" چگونه می شود حال شما هنگامی که زن های شما فاسد شوند و جوانانتان فاسق و شما نه امر به معروف می کنید و نه نهی از منکر.  به پیامبر اکرم(ص) گفته شد که آیا این چنین خواهد شد؟! آن حضرت فرمود: بله و بدتر از آن[ نیز خواهد شد]."(12)

و بالاخره سیمای زنان بد در آخرالزمان را با این سخن از امیرمؤمنان علی(ع) به پایان می بریم که فرمود:

" در آخرالزمان و نزدیک شدن قیامت- که بدترین زمان هاست- زن هایی ظاهر می شوند که برهنه و لخت می باشند، زینت های خود را آشکار می سازند، به فتنه ها داخل می شوند و به سوی شهوت ها می گرایند و به سوی لذت ها می شتابند، حرام های الهی را حلال می شمارند و در جهنم جاودانه خواهند بود."(13)

 

نجات یافتگان آخرالزمانسخن را با کلامی از امیرمؤمنان(ع) درباره انسان هایی که در این دوران سخت، نجات می یابند به پایان می بریم که آن حضرت فرمود:

" و آن زمانی است که از فتنه ها نجات نمی یابند مگر مؤمنانی که بی نام و نشانند، اگر در حضور باشند شناخته نشوند و اگر غایب گردند کسی سراغ آنها را نمی گیرد. آنها چراغ های هدایت و نشانه های روشنند. نه مفسده جو هستند و نه فتنه انگیز، نه در پی اشاعه[ فحشایند] و نه مردمی سفیه و لغوگو! اینانند که خداوند درهای رحمتش را به سویشان باز می کند؛ و سختی ها و مشکلات را از آنان برطرف می سازد."(14)

 

پی نوشت ها:1- ابن ابی زینب، غیبت نعمانی، کتابخانه صدوق، 1366، چاپ اول، ص 357، ح1.

2- الطوسی، ابی جعفر محمد بن الحسن، کتاب الغیبه، موسسه المعارف الاسلامیه، الطبعة الثانی، 1417، ص182.

3- الکلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1365، ج1، ص397.

4- الطبرسی الاملی، ابوجعفر، بشارة المصطفی لشیعه المرتضی، منشورات المطبعه الحیدریه، ص 258.

5- الطوسی، ابوجعفر، کتاب الغیبه، ص 46، روایت30.

6- محدث نوری، مستدرک الوسایل، موسسه آل البیت، چاپ اول، ج11، ص 379، ح22.

7- الکلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، دارالکتب الاسلامیه، ج 8، ص306.

8- شیخ مفید، امالی، کنگره شیخ مفید، 1413، ق، ص45.

9- شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، انتشارات جامعه مدرسین، 1413، ج4، ص366.

10- شیخ صدوق، ثواب الاعمال، انتشارات شریف رضی، 1364، ص253.

11- الکلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج 8، ص40.

12- حرانی، حسن بن شعبه، تحفة العقول، انتشارات جامعه مدرسین، 1404، ص49.

13- شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، انتشارات جامعه مدرسین، ج3، ص390/ طبرسی، رضی الدین، مکارم الاخلاق، انتشارات شریف رضی، ص 201.

14- سید رضی، نهج البلاغه، نشر امام علی، ترجمه محمد کاظم محمدی، محمد دشتی، خطبه 103.

صبح نزدیک است...

صبح نزدیک است...

امام زمان

رو به گندم‌زارها می‌آیی ای مولای گندمگون !

آیه‌ی صلحند چشمان شما ـ «والتین والزیتون» ـ

ابروانت خط نستعلیق خطاطی زبردستند

آخرین بیت از غزل‌هایی خیال انگیز و یکدستند

بیتِ آخر حالتش این است، غافلگیر خواهد کرد

ـ ناز دارد ـ می‌رسد هرچند گاهی دیر خواهد کرد

نرگس اینجا غرق در ترکیب خالت با لب است امشب

«آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است »، امشب

دارد از بالا محمد (ص) هم خودش را در تو می‌جوید

می‌زند بر شانه‌های حیدر و با شوق می‌گوید:

ـ مثل زهرا(س) می‌شود از دور چشمش را که می‌بندد

خوب با دقت نگاهش کن علی(ع) ! مثل تو می‌خندد

بی محمد(ص) مانده یثرب تا تو شب با ماه تنهایی

بی علی(ع) ماندیم تا تو بازهم با چاه تنهایی

لحظه‌ها را بی تماشایت نگو باور کنم مولا!

«من نه آن رندم که ترک ساقی و ساغر کنم» مولا!

تا کی اینجا قصه‌ی خورشید پنهان را بخوانم من

«یوسف گمگشته باز آید به کنعان» را بخوانم من

با ستاره منتظر می‌مانم آری صبح نزدیک است

آه بیدارانِ این شب زنده داری! صبح نزدیک است

دانلود کتاب جامع احادیث فقهی پیامبر

 

 

 نویسنده: امیررضا رجایی

ظهور العصر الذهبي

عـــصـــر طــــلایــی ظــــهـــــو ر

 نوع فایل: PDF
 تعداد صفحات: 187  دانلود از : عصر طلائی ظهور
 حجم کتاب: 2.2 مگابایت
توضیحات

کتاب جامع احادیث فقهی پیامبر مجموعه کاملی از احادیث فقهی نبوی است که در ابواب مختلف جمع آوری شده است.

از متن کتاب:

از فضل بن عباس روایت شده است که گفت: رسول خدا صلّى اللَّه علیه و اله به نزد من آمد، من به عزم دیدار آن حضرت بیرون آمدم، و او را دردمند یافتم که سرش را بسته بود. و فرمود: اى فضل دستم را بگیر. دستش را گرفتم تا اینکه بر منبر نشست، آنگاه فرمود: در میان مردم ندا کن. [سپس که‏] مردم به نزد آن حضرت گرد آمدند، فرمود: «امّا بعد، اى مردم من [همزبان‏] با شما خداوندى را که معبود راستینى جز او نیست حمد و سپاس مى‏گویم، و باید بگویم که در میان شما، اضطرابى بر من عارض شده است. اگر پشت کسى را تازیانه زده‏ام، این پشت من، باید از آن قصاص گیرد. و اگر آبروى کسى را دشنام داده‏ام، این آبروى من، باید از آن قصاص گیرد. و اگر مال کسى را گرفته‏‌ام، این مال من است، باید از آن برگیرد. و نباید از کینه [و انتقام‏] من بترسد. چون که آن در شأن من نیست. بدانید، دوست داشتنی ترین شما در نزد من کسى است که حقّى را، اگر دارد، از من بگیرد یا حلالم کند، آنگاه اگر به دیدار پروردگارم روم، پاکیزه نفس باشم. و همانا مى‏بینم که کار به سامان نرسد مگر آنکه در میان شما بارها برخیزم [و سخنم را تکرار کنم‏].

 

دانلود کتاب شهوت و عفاف

http://afmsoft.blogfa.com  نویسنده: آیت الله مکارم شیرازی
 نوع فایل: PDF
 تعداد صفحات: 33  دانلود از :
 حجم کتاب: 658 مگابایت
توضیحات

مطالبی بسیار گرانبها و راهنمای زندگی انسانها به قلم آیت الله مکارم شیرازی...

مطالب گفته شده در این کتاب:

اشاره

بلاى شهوت‏ پرستى در طول تاریخ

شهوت پرستى در روایات اسلامى

معنی شهوت

آثار زیان بار شهوت

1- آلودگى به گناه

2- فساد عقل

3-تضعیف شخصیت اجتماعى انسان

4-اسارت نفس

5- رسوایى و بى ‏آبرویى

کنترل شهوات

عوامل شهوت پرستی

1- فساد عقل

2- ضعف ایمان

3- بى اعتنایى به شخصیت اجتماعى و انسانى

4- غفلت و بى‏ خبرى

5- معاشرت‏ ها و محیط هاى نامناسب

6- تضعیف شخصیت اجتماعى انسان

راههای درمان

1- راه علمى

2- راه عملى

3- سایر راه های درمان

شکم پرستى و شهوت جنسى

پی نوشت ها