جوانان یاوران مهدی عج

جوانان یاوران مهدی عج

 

ياران مهدى عليه السلام همگى جوانند
اين كلام زيبا و ترجمان سخن مولا على عليه السلام ، ارمغانى براى نسل نو است .
كنكاش در شناخت شخصيت جوان و آگاهى از توان و كارآمدى آنان در تاريخ اسلام، چرايى جوان بودن ياران حضرت مهدى موعود عليه السلام را پاسخ می گويد .

 

نام کتاب : جوانان یاوران مهدی (ع) انتشارات : بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود (ع) تاریخ نشر : ۱۳۷۹ تعجیل در ظهور حضرت مهدی موعود (عج) صلوات

اعتراض به وضع موجود | استاد پناهیان

اعتراض به وضع موجود | استاد پناهیان

 

تغییر وضع موجود

 یکی از عناصر اصلی انتظار ، اعتراض به وضع موجوده؛ اگه بخوام یه معترض واقعی رو بهتون معرفی کنم ، تو حادثه ی کربلا ، نمونه ی کامل اعتراض به وضع موجود حضرت قمر بنی هاشمه ....تا وقتی حسابی برای حسین جان نده راضی نمیشه...

  

انتظار به طور کلی پنج عنصر اصلی دارد که عبارتند از ؛

✿ معترض بودن به وضع موجود✿ تصور وضعیت مطلوبی که انتظارش را می کشیم ✿ تصدیق وضع  مطلوب  و ایمان به آن  ✿ تمنای وضع مطلوب ✿ اقدام برای ظهور و تغییر فضای موجود

لینکهای دانلود

امام زمان به چه افرادی نیاز دارد؟|دکتر عباسی

امام زمان به چه افرادی نیاز دارد؟|دکتر عباسی

 

دکتر عباسیزمینه سازی معرفتی برای ظهور که دیگه از حالت شعر بیاد بیرون، از حالت نگاه غیر فکری و غیر منطقی بیاد بیرون به اینه که ، مهدی ای که ما مدعی اش هستیم و برای ظهورش زمینه سازی می کنیم، این نیاز داره ما مقدّمات جامعه سازی مهدوی را رقم بزنیم ...

 

سخنرانی دکتر حسن عباسی پیرامون اینکه امام زمان به چه افرادی نیاز دارد ؟

نواهنگ تکان دهنده "آقا چرا نمی آیی ؟"

نواهنگ تکان دهنده "آقا چرا نمی آیی ؟"

 

امام زمانیه کسی بود تو حِلّه بهش می گفتن شیخ علی ، خیلی مرد نازنینی بود .. راستی راستی عاشق امام زمان بود !
 یه روز اومد تو مسجد کوفه خیلی گریه کرد،گفت یا امام زمان چرا نمی آیی ؟ مگه نمیگن 313 تا یار ؟ تو  همین شهر ما هزاران نفر عاشقتند .. هر دستوری بدین انجام میدن .. نکنه این خبرا دروغه ، نکنه خودت دروغی !خیلی عصبانی شد، خیلی گریه کرد .. تو همین حالات دید به عربی داره میره ...

 

همزمان با فرا رسیدن سالروز میلاد حضرت صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) پایگاه فرهنگی صاحب الزمان نواهنگ شنیدنی و تکان دهنده از استاد نقویان درباره اینکه «چرا امام زمان(عج) ظهور نمی کند؟ و حکایتی شنیدنی از مردم حِلّه»  را تقدیم منتظران و شیعیان واقعی آن حضرت می نماید.

کلیپ صوتی روایت " آقا سیــد کریــم کفــاش "

کلیپ صوتی روایت " آقا سیــد کریــم کفــاش "

 

سید کریم کفاش

 

سـید کـریـم ،

ما شما رو برای  خودمون نمی خوایم ، مـا شما رو برای خــدا دوستتون داریم ، و هـر چه بنده تـر باشید بیش تـر دوستتون داریم ...

کسی می تونه در بست مخلص باشه، و تسلیم فرهنگ فاطمی باشه، فرهنگ حق باشه، کسی می تونه که دلداده باشه، اونی که عاشق باشه از در این خونه هیچ جایی نمی ره

الإمام الانیس الرفیق
آقا خیلی زود رفیق میشه ، جوون خوب رفیق می خوای این رفیق، دنبال اون رفیقایی نرو که دو روز تا موقعی که تو می تونی کارکنی براشون و یه چیزی بهشون بدی باهاتن فردا که نتونی کاری براشون کنی یه لگدم بهت می زنن!

اون رفیقه و نعم الرفیق...

شیعه ها سه تا صبح دارند؛

شیعه ها سه تا صبح دارند؛
یکی صبح خلقت حضرت آدم،یکی صبح ظهور حضرت ولی عصر عجل الله، یکی هم صبح قیامت.
هر روز صبح که از خواب بی دار می شوی، قیامت است. تمرین کن تا هر روز قشنگ تر شود.
اگر توجه داشته باشی، رشد می کنی.

حاج محمد اسماعیل دولابی

سبک زندگی مدرن،حجاب عصر ظهور

سبک زندگی مدرن،حجاب عصر ظهور

 

 استاد میر باقری

حجاب امروز در مقابل اسلام و عصر ظهور، حجاب مدرنیته است. مدرنیته، بزرگترین و پیچیده ترین حجاب معاصر در مقابل حقیقت ولایت حقه است؛ یعنی تجمع شیطنت ها و ملعنت های تاریخی است که به این جریان تبدیل شده است...

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 مقدمه

عصر ظهور ، عصر ویژه ای است که همه تلاش انبیاء‌ و اوصیای ‌آنها و اولیای ‌الهی معطوف به آن عصر بوده و محور تحقق آن دوران هم وجود مقدس حضرت بقیه الله (ع) و خلیفه تام خداست و ما همه مهمان این سفره هستیم. و انتظار یک عمل در عرض سایر اعمال نیست بلکه یک رویکرد جاری در همه زندگی ماست و باید همه ابعاد زندگی را بپوشاند.

1ـ انتظار ، رویکرد ارتقاء « توحید ، ولایت و شریعت » در جامعه

انتظاری که ما باید دنبال کنیم یک انتظار صرفاً با رویکرد فقهی نیست. برخی گاه دین را در فقه احکام خلاصه می کنند و می گویند اگر حکومتی دینی باشد باید احکام شریعت، عملی شود. این حرف، درست است و حکومت دینی هم باید حکومتی باشد که در آن، احکام و فروع، اقامه شوند؛ «الَّذینَ إِنْ مَکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّکاة». ولی این کافی نیست؛ چون دین، خلاصه در فروع و احکام و شریعت نمی شود بلکه باطن دین، ولایت حقه هست که وقتی محقق شد همه خیرات و اخلاق کریمه، ساری و جاری خواهند شد و شریعت، اقامه شده و جامعه، زنده به حیات طیبه می شود؛ و بالاتر از آن، حقیقت توحید محقق می شود. لذا مأموریت اصلی حکومت دینی اقامه توحید است و بعد هم اقامه ولایت است (که طریق تحقق و ادامه توحید است) و در ادامه به جریان شریعت می رسد. انبیاء هم وقتی می آمدند آغاز دعوتشان به شرایع نبوده، به «قُولُوا لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ تُفْلِحُوا» بوده است؛ گرچه بعداً همین توحید را تفصیل می دادند. این شرایع هم چیزی جز توحید نیست؛ یعنی نماز و روزه و حج و زکات، و به طور کلی انجام محرمات و ترک واجبات، چیزی جز مناسک بندگی و مناسک توحید نیست.

بر این اساس، رویکرد ما به حکومت دینی و به دوره ظهور نباید صرفاً یک رویکرد فقهی باشد، بلکه باید اصول و فروع را با هم ببینیم. مثلاً ما وقتی می خواهیم یک حکومت دینی را ارزیابی کنیم که آیا توفیق داشته است یا خیر، باید ببینیم که چقدر موازنه قدرت را به نفع اسلام تغییر داده و پرچم اسلام را در عالم برافراشته و یاد خدای متعال و مکتب اهل بیت (ع) را احیا کرده است و در ادامه، تحقق یا عدم تحقق فروع را هم ارزیابی کنیم؛ چون اگر حکومتی دینی باشد حتماً باید آرام آرام مجاری تحقق احکام را هم فراهم کند. در رویکرد انتظار، باید دنبال جامعه منتظری باشیم که در آن، هم اصول و هم فروع رشد کرده باشد. جامعه دینی و جامعه منتظر، جامع و دربردارنده توحید، ولایت و شریعت است؛ یعنی جامعه منتظر، جامعه توحیدی و ولایی و فقهی است.

2ـ انتظار یعنی نصرت جمعی و تاریخی امام (عج) در بنای کاخ عظیم ظهور

رویکرد انتظار نباید صرفاً رویکرد فردی باشد. انتظار باید یک رویکرد جمعی باشد و حقیقت جمعی ما یک حقیقت منتظر باشد؛ یعنی باید اجتماع قلوب بر مطالبه ظهور واقع شود؛ نه اینکه صرفاً افراد (به صورت جزایر مستقل) بخواهند منتظر باشند. ما جامعه منتظر می خواهیم نه صرفاً فرد منتظر. و بلکه انتظار باید یک انتظار تاریخی باشد یعنی انتظار، یک پرستش تاریخی و عبادت تاریخی است که همه ما در آن نقش ایفا می کنیم.

بنای عصر ظهور، بنایی نیست که یک نسل بتواند آن را اقامه اش کند. نسل ها می آیند هر کدام یک سنگ بنایی می گذارند و سپس، معماری می شود و در عصر ظهور به وسیله حضرت، تام و تمام می شود. «وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ». همه انبیاء‌ (ع) و همه معصومین (ع) و بلکه همه آحاد جامعه موحدین، در این عبادت عظیم شریکند؛ یعنی همه به اندازه خودشان می خواهند کاری کنند که آن دولت اقامه شود. البته پیداست سهم اصلی از آنِ امام (ع) است ولی به اندازه ای که به ما مشارکت دادند می توانیم در این بنای رفیع کاخ عصر ظهور حضور داشته باشیم. بنای عظیم عصر ظهور که کاخ رفیع عبادت است و توحید در آن محقق می شود، بنایی است که همه تاریخ در آن مشارکت دارند و هم افزایی می کنند. انسان و جامعه منتظر، آن انسان و جامعه ای است که سهم خود را در بنای تاریخی عصر ظهور ایفا می کند و یک عبادت مشاع تاریخی و همدلی، همفکری و همکاری بزرگ یک جبهه عظیم تاریخی را رقم می زند؛ در این جبهه، همه در ثواب هم شریک هستند و کار هم را دوست دارند و دشمنان را طرد و لعن می کنند.

این تاریخ عظیمی که به سمت ظهور دارد حرکت می کند پرچم دارانی دارد که پرچم داران تاریخی اند؛ یعنی مربوط به یک دوران نیستند؛ مثل انبیاء اولوالعزم (ع) و ائمه هداة معصومین (ع) که یک دوران تاریخی را معماری می کنند و به سمت ظهور، سوق می دهند. بنابراین، افعالی که معطوف به عصر ظهور انجام می گیرد، یکسان نیستند یک سری افعال، مثل عاشورا، تاریخ سازند، یک سری افعال در مقیاس رهبری اجتماعی است که یک سهم از مدیریت و ولایت حقه تاریخی است. سهم عده ای هم پایین تر است و به اندازه خودشان در این عبادت تاریخی شریکند. در این حرکت تاریخی، انسان ها در عبادت معصوم (ع) شریک می شود. یکی بزرگان می فرمود آن چیزی که اصحاب سیدالشهداء (ع) را خیلی ممتاز کرده این است که آنها با امام حسین (ع) در این فعل عظیم شریک شدند؛ «السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَا أَوْلِیَاءَ اللَّهِ وَ أَحِبَّاءَهُ السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَا أَصْفِیَاءَ اللَّهِ وَ أَوِدَّاءَهُ السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَا أَنْصَارَ دِینِ اللَّهِ ...». در دعای عهد هم آمده است: «اللّـهُمَّ اجْعَلْنی مِنْ اَنْصارِهِ وَ اَعْوانِهِ». پس، ما می توانیم یک کاری بکنیم که ناصر حضرت در بنای دوران عصر ظهور شویم. انتظار یعنی نصرت حضرت در اقامه عصر ظهور.

3ـ تاریخی بودن عصر ظهور و تاریخی بودن حجاب عصر ظهور

تحقق عصر ظهور موانعی دارد. همان گونه که خود عصر ظهور یک بنای رفیع تاریخی است مانع آن هم یک بنای تاریخی است. حجاب عصر ظهور، یک حجاب ساده نیست. قرآن همان طور که که اصل ظهور را با شکوه و عظمت بیان می کند، مقابل آن را هم، یک تفرعن پیچیده می داند. «وَ کَذلِکَ جَعَلْنَا لِکُلِّ نَبِیٍّ عَدُوّاً شَیَاطِینَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ» حضرت، شیاطین انسی و جنی داشتند که به خیال خودشان، کارهای حضرت را رصد می کردند و محورشان خود ابلیس است! اینها می خواستند مردم را از اطراف معصومین (ع) پراکنده کنند؛ «لَاَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَکَ الْمُسْتَقیمَ». پس، دستگاه باطل و حجاب عصر ظهور را یک حجاب ساده نبینیم. این حجاب، همانی است که در قرآن از آن تعبیر می شود به: «أوْ کَظُلُمَاتٍ فِی بَحْرٍ لُّجِّیٍّ یَغْشَاهُ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ سَحَابٌ ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ». این طرف، آیه نور است آن طرف، آیه ظلمات است.

البته در عین این که قرآن این دستگاه را خیلی وسیع و گسترده مطرح می کند و دورانش را هم خیلی تاریخی تر و طولانی تر از این دنیا (و از ماجرای درگیری جهل با عقل و شش هزار سال عبادت ابلیس) معرفی می کند، جبهه باطل را در مقابل اولیای الهی، خیلی کوچک می داند؛ در مجموع با همه وسعت با همه گستردگی با همه شیطنت و ملعنتی که دستگاه باطل دارد قرآن می فرماید: «فَأَمَّا الزَّبَدُ فَیَذْهَبُ جُفَاءً». گاهی از آن تعبیر می کند به: «یُرِیدُونَ لِیُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ»، یا «إِنَّ الْبَاطِلَ کَانَ زَهُوقًا» و یا «إِنَّ کَیْدَ الشَّیْطَانِ کَانَ ضَعِیفًا». یعنی همه شیطنت های دستگاه فراعنه، در مقابل تدبیر اولیاء حق و در مقابل امیرالمؤمنین (ع) (نه در مقابل ما) هیچ است و ما باید برای رهایی از فتنه های طواغیت، به این آستان پناه ببریم؛ «اِنَّما مَثَلُ اَهْلِ بَیْتى فیکُمْ کَمَثَل سَفینَةِ نوحٍ علیه‏السلام مَنْ دَخَلَها نَجا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْها غَرِقَ». در مقابل این فتنه های عظیم یک پناهگاه بیشتر نیست: «إنَّ الُحُسَین مِصباحُ الهُدی وَ سَفینهُ النِّجاه». عبور از این دریای مواج طوفانی ظلمانی با این کشتی و با این چراغ ممکن است.

4ـ سبک زندگی مدرن ، بزرگترین حجاب و مانع رویکرد انتظار

حجاب امروز در مقابل اسلام و عصر ظهور، حجاب مدرنیته است. مدرنیته، بزرگترین و پیچیده ترین حجاب معاصر در مقابل حقیقت ولایت حقه است؛ یعنی تجمع شیطنت ها و ملعنت های تاریخی است که به این جریان تبدیل شده است. مدرنیته به صراحت از نفی خدا و زندگی بی خدا صحبت می کند و تمدنی است که بین زندگی و بندگی تفکیک کرده است؛ یعنی بندگی را محو کرده و برای زندگی بشر از روزی که متولد می شوند تا روزی که می میرند برنامه ریخته است و بلکه برای قبل از تولدشان تا بعد از مرگ شان هم برنامه دارد.

این تمدن، مدل های پیچیده ای برای ابعاد مختلف زندگی طراحی کرده است؛ مثلاً آن قدر «تغذیه» را پیچیده کرده اند که ده ها صنعت بزرگ، دانش های پیچیده و پشتیبان از روان شناسی تا زیست شناسی تا جامعه شناسی تا هنر و علوم صنعتی را به خدمت می گیرند تا نظام تغذیه بشر را ساماندهی کنند. هنر را در تغذیه ضرب کردند و هنر ایجاد اشتها درست شد. بعد رابطه این الگوی تغذیه را با الگوی تفریح ملاحظه می کنند و هم چنین تناسب بین اشتغال و تغذیه را هم می بینند و مثلاً «فست فود» ها را راه می اندازند؛ در شهری که همه تک شغلی هستند و خانم ها بیشتر، خانه دار هستند هیچ وقت فست فودها در آنجا رشد نمی کند ولی وقتی همه چندشغله هستند و خانم ها همه سر کار هستند خب پیداست که فست فودها مشتری دارد.

کاری که اینها کرده اند آن است که آرام آرام یک سبک¬های زندگی ساده را با دانش پشتیبان با تکنولوژی پشتیبان به یک الگوی پیچیده همه جانبه تبدیل کردند؛ و مثلاً اینها مسافرت را به صنعت پیچیده توریسم تبدیل کردند. الگوی پوشاک، الگوی مسکن، الگوی شهرسازی، الگوی تفریح، الگوی اشتغال، الگوی تحصیل، الگوی ازدواج و سایر الگوها هم همین روند را طی کرده است؛ یعنی همه را پیچیده کردند و همه این مجموعه های پیچیده را درون یک مجموعه بزرگتر پیچیده، هم افزا و هماهنگ کردند و نامش را «الگوی توسعه» گذاشتند و کشورها را به کشورهای توسعه یافته، در حال توسعه و عقب مانده تقسیم کردند؛ یعنی یک تحقیر و تجلیل هم پشت سر آن قرار دادند تا همه ملت ها را دنبال سر خود راه بیندازند. آنها وقتی طراحی سبک زندگی را در مقیاس الگوی توسعه فراگیر می کنند اول این سبک های ساده را به یک آیین پیچیده تبدیل می کنند و این آیین های پیچیده را در الگوهای به هم پیوسته در یک شبکه هم افزا قرار می دهند؛ پشتیبان این شبکه چیست؟ ایدئولوژی و فلسفه مادی. معبرش کجاست؟ دنیا. در این صورت، یک جامعه جهانی به وجود می آید که معبدش دنیاست و دنیا پرستی می کند.

سکولاریزم یعنی همین یعنی تفکیک بندگی و زندگی. البته اصل بندگی، تعطیل شدنی است اگر بندگی خدا پذیرفته نشد، بندگی هوا و بندگی شیطان خواهد بود؛ «أَفَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ». وقتی زندگی را از بندگی جدا کردید مردم «عَبِیدُ النَّارِ» و بنده دنیا و بنده شیطان («ألّا تَعبُدُ الشّیطان») می شوند. ‌وقتی باب امیرالمؤمنین (ع) را بستید، شریک برای خدا درست می شود و بت پرستی به پا می شود «أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ بَدَّلُواْ نِعْمَةَ اللّهِ کُفْرًا وَأَحَلُّواْ قَوْمَهُمْ دَارَ الْبَوَارِ. جَهَنَّمَ یَصْلَوْنَهَا وَبِئْسَ الْقَرَارُ. وَجَعَلُواْ لِلّهِ أَندَادًا لِّیُضِلُّواْ عَن سَبِیلِهِ».

5ـ جریان سکولاریست های مسلمان ؛ بزرگ ترین انحراف دنیای اسلام

با توجه به آنچه گفته شد الگوی توسعه مدرن، پیچیده ترین لایه حجابی است که در مقابل اسلام و عصر ظهور تولید شده است و لذا به گمان ما در درون دنیای اسلام، اگر بخواهیم یک طبقه منحرف نام ببریم که حقیقتاً انحراف از اسلام و انحراف از عصر ظهور ایجاد می کنند سکولاریست های مسلمان هستند. سکولاریست های مسلمان امروز در کنار یهود و نواصب (که این تمدن روی دوش آنهاست) در مقابل عصر ظهور صف آرایی کرده اند و جبهه ای بر علیه حق و اهل بیت (ع) به وجود آورده اند. اینها که دنبال جدا کردن زندگی از بندگی بودند و خودشان را روشن فکرترین طبقه به حساب می آوردند با وهابی های مرتجع همدست شده اند و بر علیه ـ به قول خودشان هلال شیعی ، مشترکاً دست به اقدام می زنند. هیچ انحرافی (انحراف از از عصر ظهور) در دنیای اسلام بدتر از اشاعه جریان تجدد و بازسازی و اصلاحات بر محور تجدد (که فرهنگ و اخلاق کشور ما و دنیای اسلام را در اخلاق دنیا پرستی غرب منحل می کند) نیست. محور درگیری ما در حرکت به سمت ظهور، اینجاست.

سخنرانی حجت الاسلام میرباقری ؛ رئیس فرهنگستان علوم اسلامی قم
برگرفته از: سایت حرف آخر

امام عصر؛ گمشده ی سه علم

امام عصر؛ گمشده ی سه علم

 

آیت الله آقا مجتبی تهرانیآیت الله مجتبی تهرانی، امام عصر را گمشده سه علم اخلاق، فلسفه و عرفان می خواند و با بیان اینکه معرفت خدا همان شناخت امام زمان است، می فرمود: وجود مقدس امام زمان(عج) حلقه ارتباطیِ بین واجب و ممکن است و اگر او را شناختی، بدون اینکه تقاضا کنی، خدا او را به تو می شناساند...

 

« بسم الله الرحمن الرحیم »

دسته بندی گروهی از روایات در باب مسئله  امام:
 
1- وجود امام در هر عصر
 
روایات متعددّی در باب مسئلة امام وارد شده است. یک دسته از روایات در باب مسئلة وجود امام در هر عصر است به این مضمون که اگر حجّت الهی نباشد، زمین و آنچه بر روی زمین است از بین می‌روند. بیش از پنجاه روایت با این مضمون در بحار موجود است. «لولا الحجّه لَساخت الارضُ باهلها».
 
 در روایت دیگری محمد‌بن‌فُضِیل می‌گوید: به امام هشتم(صلوات‌الله‌علیه)  عرض کردم: «أَ تَبْقَی الْأَرْضُ بِغَیْرِ إِمَامٍ»، آیا می‌شود زمین بدون امام باقی بماند؟! «فَقَالَ لَا»، حضرت فرمودند: خیر، نمی‌شود. «قُلْتُ فَإِنَّا نَرْوِی عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام)»، عرض کردم: از جدّ بزرگوار شما امام صادق(صلوات‌الله‌علیه) نقل شده که فرموده‏اند: «أَنَّهَا لَا تَبْقَی‏ بِغَیْرِ إِمَامٍ»، زمین بدون امام باقی نمی‌ماند. بعد به حضرت عرض می‏کند: «إِلَّا أَنْ یَسْخَطَ اللَّهُ عَلَی أَهْلِ الْأَرْضِ أَوْ عَلَی الْعِبَادِ»، برای ما روایت کرده‌اند که: اگر امام روی زمین نباشد، خداوند اهل زمین و بندگان را را مورد سخط و خشم قرار می‌دهد. « فَقَالَ لَا لَا تَبْقَی إِذاً لَسَاخَتْ » [1]، حضرت فرمودند: این روایت اشتباه است. اگر امام روی زمین نباشد، زمینی نمی‌ماند که خداوند بخواهد اهلش را مورد خشم قرار دهد.
 
در روایت دیگری از باقر (صلوات‌الله‌علیه) نقل شده است که حضرت فرمودند:
 
« لَوْ أَنَّ الْإِمَامَ رُفِعَ مِنَ الْأَرْضِ سَاعَةً »، بر فرض محال اگر امام حتّی لحظه‏ای از زمین برداشته شود؛ صحبت لحظه است نه یکی، دو روز، « لَمَاجَتْ بِأَهْلِهَا کَمَا یَمُوجُ‏ الْبَحْرُ بِأَهْلِهِ »، همة اهل زمین در هم کوبیده می‏شوند و از بین می‌روند. [2]
 
2- معرفت نسبت به امام
 
دستة دیگری از روایات در باب معرفت نسبت به امام است که اگر کسی نسبت به امام زمانش حتّی به اندازه یک شب معرفت نداشته باشد، «مَاتَ‏ مِیتَةً جَاهِلِیَّة [3]»، به مرگ جاهلیّت از دنیا رفته است. دستة دیگری از روایات به این مضمون‏اند که: اگر بنا شود همه از بین بروند و فقط یک نفر روی زمین باقی بماند، آن یک نفر باید امام باشد.
 
دسته بندی نظرات سه علم در باب امام:
 
برای توضیح روایات ذکر شده، می‏خواهم بحث عمیقی را مطرح کنم:
 
سه دسته از علما ذیل این مسئله، بحث‏های پیچیده‏ای دارند که ساده‏ شده آن را می‏گویم:
 
1- فلاسفه
 
دسته اوّل؛ فلاسفه. برخی عالمان فیلسوف می‏گویند:
 
ما واجب الوجود، ممکن الوجود، قدیم و حادث را می‌فهمیم و می‏دانیم که خدا قدیم است و ما حادث. سؤال این است که نقطه اتّصال و رابط بین حادث و قدیم چیست؟ حلقه‌ای که ممکن را به واجب متصّل می‌کند چیست؟ اگر بگویی آن حلقه اتّصال از سنخ واجب است، یک سری اشکالات پیش می‌آید و اگر بگویی از سنخ ممکن است اشکالات دیگر پیش می‌آید؟ بحث، خیلی دقیق، ظریف و پیچیده است.


2- عرفان
 
دسته دوم؛ عرفا. اهل معرفت نیز در باب غایت و هدف خلقت انسان بحثِ عرفانیِ بسیار مهمّی دارند که از آیات قرآن و روایات استخراج کرده‏اند. اهل معرفت می‏گویند: هدف از خلقت انسان، معرفت‏الله، به معنای شهودالله، فنای ‏فی‏الله و لقاءالله است و بحث در این است که انسان چگونه می‏تواند به این مرتبه برسد. فلاسفه ‏ علمی است و از نظر مفاهیم بحث می‏کنند، امّا این بحث معرفتی است.
 
3- اخلاق
 
دسته سوم؛ علمای اخلاق. این دسته از بزرگان می‏گویند: بیشتر مباحث اخلاقی، دستوری است، حال از نظر عملی برای رسیدن به هدف از خلقت چه باید کرد؟ انسان چگونه می‏تواند وادی سیر و سلوک را طیّ کند؟
 
لذا بحث‌های معرفتی و اخلاقی یک رابطة تنگاتنگ با هم دارند؛ چون هدایت دو نوع است: «ارائه طریق» و «ایصال به مطلوب». ارائه طریق که به معنای نشان دادن است توسّط علمای اخلاق صورت می‏گیرد، امّا در ایصال به مطلوب که بحثی معرفتی است، رساندن به مقصود است نه فقط نشان دادن راه. اگر از کسی آدرسی را بپرسی، یک وقت می‌گوید: از اینجا برو، یک وقت ایصال به مطلوب می‏کند؛ یعنی دستت را می‌گیرد و به مقصد می‏رساند.
 
لذا به طور خلاصه در اخلاق به دنبال ارائه طریق و دستورالعمل هستیم، در عرفان به دنبال کسی هستیم که دست ما را بگیرد و به هدف برساند و در فلسفه به دنبال حلقه اتّصال ممکن و واجب هستیم. هر سه به دنبال یک گمشده هستند که آن هم وجود مقدّس امام زمان(صلوات‌الله‌علیه) است و غیر ایشان راهی نیست.
 
تطبیق نظرات با روایات شریفه:
 
ابن‌سلم در روایتی از امام صادق(صلوات‌الله‌علیه)  نقل می‌کند که حضرت فرموده‏اند: «الْإِمَامُ عَلَمٌ‏ بَیْنَ‏ اللَّهِ‏ عَزَّ وَ جَلَّ وَ بَیْنَ خَلْقِهِ»، امام رابط بین ممکن و واجب، حادث و قدیم و نشان دهندة راه الهی است. علم سه معنا دارد: نشانه برای شناخت راه، فاصلة بین دو زمین و مهتر و جلودار. لذا حضرت گمشدة هر سه علم اخلاق، عرفان و فلسفه را معرّفی فرموده‏اند. در واقع حضرت فرموده‏اند: امام کسی است که ارائه طریق می‏کند؛ نشانه برای شناخت راه است، امام حلقه اتّصال بین واجب و ممکن است؛ فاصلة بین خدا و خلق است، امام کسی است که ایصال به مطلوب می‏کند؛جلودار و مهتر است. در ادامه حضرت می‏فرمایند: «فَمَنْ عَرَفَهُ کَانَ مُؤْمِناً وَ مَنْ أَنْکَرَهُ کَانَ کَافِراً» [4]، پس هر کس او را بشناسد مؤمن است و هر کس منکر او شود کافر است.
 
در روایتی دیگر امام صادق(صلوات‌الله‌علیه) می‏فرمایند: «خَرَجَ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ ع عَلَی أَصْحَابِهِ فَقَال‏»، روزی امام حسین(صلوات‌الله‌علیه) به اصحابشان فرمودند: «أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ جَلَّ ذِکْرُهُ مَا خَلَقَ‏ الْعِبَادَ إِلَّا لِیَعْرِفُوه‏»، ای مردم! خداوند بندگان را جز برای معرفت پیداکردن خلق نفرمود. در اینجا معرفت، شناسایی مفهومی نیست، بلکه شناخت شهودی و عرفانی است؛ «فَإِذَا عَرَفُوهُ عَبَدُوه‏»، عبادت وقتی محقّق می‏شود که عبد خدا را شهود کند و در دل عظمت خدا را ادراک نماید و عبادت بدون معرفت پوستة بدون مغزی است [5]؛ «فَإِذَا عَبَدُوهُ اسْتَغْنَوْا بِعِبَادَتِهِ عَنْ عِبَادَةِ مَا سِوَاه‏» وقتی خدا را پرستش کرد، به سبب همین پرستش، از پرستش غیر او بی نیاز می‌شوند و دیگر موجودی را عبادت، یعنی کُرنش درونی، نمی‌کنند. «فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ‏» شخصی به حضرت عرض می‌کند: «یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی فَمَا مَعْرِفَةُ اللَّهِ»، ای پسر پیغمبر! پدر و مادرم فدایت! معرفت الهی چیست؟ «قَالَ مَعْرِفَةُ أَهْلِ کُلِّ زَمَانٍ إِمَامَهُم‏» حضرت می‌فرمایند: معرفتِ خدا، معرفتِ امام زمان است. یعنی وجود مقدس امام زمان (صلوات‌الله‌علیه) حلقه‌ی ارتباطیِ حادث و قدیم و برزخ بین واجب و ممکن است و به تعبیر ادعیه مجرای فیض الهی است و اگر او را شناختی، بدون اینکه تقاضا کنی، خدا را به تو می‏شناساند. نه می‌توانی بگویی خدا است نه می‌توانی بگویی مخلوق است. در روایتی است که: «نزّلونا عن‏ الرّبوبیّة و قولوا فینا ما شئتم. [6]» غیر از ربوبیّت هر چه می‏خواهید دربارة فضائل ما بگویید.
 
تا اینجا حضرت بُعد فلسفی، یعنی وجود و هستی را فرمودند، امّا در ادامه به بُعد اخلاقی و ارائه طریق اشاره می‏فرمایند. «الَّذِی یَجِبُ عَلَیْهِمْ طَاعَتُهُ»، اگر آن موجودی که تو را ایصال به مطلوب میکند، شناختی، باید از او اطاعت کنی و هر چه می‌گوید عمل کنی؛ چون او است که ایصال به مطلوب و ارائه طریق می‌کند.
 
چگونگی بهره‏ مندی از امام غائب:
 
حال سؤال می‏شود: چگونه از امام بهره ببریم در حالی‏که امام زمان در غیبت هستند؟

جواب به این سؤال در هرسه بعد باید پاسخ داده شود،
 
1- ارائه طریق؛ در باب مباحث اخلاقی تمام دستورات ازطریق‌ پیامبر اکرم و ائمه طاهرین (صلوات‌الله‌علیهم‌اجمعین) به ما رسیده است و در این باب کمبود نداریم.
 
2- مباحث فلسفی؛ در روایتی است که امام زمان(صلوات‌الله‌علیه) در زمان غیبت مثل خورشید پشت ابر هستند؛ یعنی همان‏طور حیات جانداران به خورشید وابسته است چه پشت ابر باشد و چه نباشد، بدون امام زمان هم حیاتی نیست چه غائب باشند، چه ظاهر چون ایشان رابط بین ممکن و واجب و قدیم و حادث‏اند و اگر رابط نباشد، هیچ چیزی وجود نخواهد داشت.
 
3- ایصال به مطلوب؛ در این مورد آیا باید حضرت را شهود کنیم؟ برخی به دنبال زیارت حضرت هستند و خیلی دعا می‌کنند، اگر درون کسی غیر این حالت وجود داشته باشد، خلل و کمبود دارد، باید این‏گونه بود، امّا از این نکته ‌نباید  غفلت کرد که آیا باید تقاضای شهود داشته باشیم یا قابلیّت شهود؟ تقاضای شهود لازمة ایمان است، امّا انسان باید قابلیّت شهود را در خود ایجاد کند و بزرگانی امثال مقدّس‏اردبیلی و سیّدبحرالعلوم چون قابلیّت شهود را در خود ایجاد کرده بودند، خدمت امام زمان (صلوات‌الله‌علیه) می‏رسیدند.
 
حتّی اختصاص به اهل کرامت هم ندارد؛ در زمان کودکی من، مرحوم والد ما با یکی از اولیاء خاصّ خدا ارتباط داشت. تشرّف آن ولیّ خدا به حضور امام زمان«صلوات الله علیه»، قابل انکار نبود. ایشان یک مغازة پینه‏دوزی هم در بازار داشت. حتّی ایشان می‏گفت: گاهی آقا شب‏های جمعه یک‏دفعه می‏آیند، می‏فرمایند: بیا برویم کربلا زیارتی کنیم و برگردیم. با آقا می‏روم کربلا و بر می‏گردم. این‏ها خواب و قصّه و داستان نیست. مرحوم والد ما می‏گفت: آقا تشریف می‏آورند پیش ایشان، نه این، خدمت آقا برود. پدرم گفت، که از او پرسیدم: فلانی! گفت: بله! گفتم: چه شده است که ایشان تشریف می‏آورند آنجا پیش تو؟! گفت: اتّفاقاً خودم همین سؤال را از آقا پرسیدم که چطور شده که شما می‏آیید اینجا پیش من احوالم را می‏گیرید؟ ایشان به من فرمودند: برای خاطر اینکه در تو هیچ هوای نفس نیست. وقتی از حبّ به دنیا تخلیه شدی، ولی الله اعظم دستت را می‌گیرند؛ مگر کسی که حبّ دنیا، چه مالش و چه جاهش پیکره‌اش را گرفته باشد، می‌تواند خدمت امام زمان«صلوات الله علیه»، برسد تا حضرت ایصال به مطلوب بفرمایند؟!
 
لذا در باب انتظار فرج که روایات بسیار داریم که افضل اعمال است، چه کسی می‌تواند منتظر باشد؟ کسی که حبّ دنیا دارد؟ اگر امام زمان (صلوات‌الله‌علیه) تشریف بیاورند، حاضرم دست از همه چیز بردارم و هر امر فرمودند بگویم: چشم؟ اگر این‏چنین شویم، بی برو برگرد دستمان را خواهد گرفت، چه چشم ظاهری ببیند، چه نبیند. اینجا است که عبادات‌ روح می‏گیرند و طاعات‌ مغز پیدا می‌کنند و از پوست بودن خارج می‏شوند.
 
 اگر کسی این حالت در آن نباشد، منحرف است. زیرا این‏گونه بودن طبق موازین است، لذا در روایات متعدّد داریم که اگر کسی امام زمانش را نشناسد، « مَاتَ‏ مِیتَةً جَاهِلِیَّة [7]»، به مرگ جاهلیّت مرده است.
 
خدایا بحقّ مهدی موعودت؛ یعنی موجودی که الآن محبوبترین موجودات نزد تو است، دست ما را از دامن او کوتاه مکن!
 
----------------------
 
[1] بحار الأنوار؛ ج‏23؛ ص3
[2] بحار الأنوار؛ ج‏23؛ ص34
[3] بحار الأنوار؛ ج‏32؛ ص321
[4] بحار الأنوار؛ ج‏23؛ ص88
[5] البتّه اشتباه نشود! باید مدتی عبادت کند تا به مغز آن برسد.
[6] منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح ص33
[7] بحار الأنوار ؛ ج‏32 ؛ ص321

آیت الله آقا مجتبی تهرانی/سخنرانی به مناسبت نیمه شعبان و ولادت حضرت مهدی(عج)

علامه حسن زاده: ظهور اتفاق افتاده !!

علامه حسن زاده: ظهور اتفاق افتاده !!

 

علامه حسن زاده آملیدر حالی که برخی از دیرباوران هیچ دورنمای امیدوارکننده ای را برای نزدیکی ظهور نمی بینند بزرگانی مانند علامه حسن زاده آملی با بیاناتی حکیمانه ، آنچنان ظهور را ملموس و در دسترس نشان می دهند که امید و نیروی مضاعفی برای پیمودن اندک فاصله باقیمانده تا آن دوران طلائی در جامعه منتظر ایجاد می نماید ، این بیانات پرمغز و امیدوار کننده که در سال 80 و در جمع برخی از طلاب محقق و مشتاق ظهور ایراد شده است ، از چنان اهمیت بالایی برخوردار است که می طلبد منتظران ظهور بارها و بارها با مطالعه ، پیرامون آن بیندیشند...

 

« بسم الله الرحمن الرحیم »

 

اوائل روزهای سال 1380 با جمعی از دوستـــان عازم شهر مقدس قـــم شدیم در ایام حضور در قم با محقق بزرگواری آشنا شدیم که در مورد ظهور و نشانه های آن تحقیقات گسترده ای انجام داده بود و با استدلالهای روائی جالب معتقد بود که ظهور بسیار نزدیک است  نکات علمی سخنان ایشان، هر شنونده ای را به تفکر وامیداشت و قضیه فراتر از یک ادعای احساسی و بی بنیان بود تا این که در همان ایام توفیق، یارِ جمع دوستان شد و در صبح یک روز بهاری موفق به حضور در بیت علامه حسن زاده آملی (حفظه الله تعالی) شدیم و از نزدیک این دانشمند گرانقدر را زیارت کردیم داستان چگونگی حضور در محضر ایشان و ساعتی که در خدمت معظم له بودیم خود جریانی شیرین و درس آموز است که وقت مستقلی برای بیان میخواهد که در این مقاله مختصر نمی گنجد.

اما آنچه باعث شد آن جلسه برای این حقیر به یاد ماندنی و سرنوشت ساز شود مطرح شدن ماجرای تحقیق برادر محققمان درمورد ماجرای ظهور ونشانه های آن بود آن طلبه فاضل به تفصیل موضوع را برای حضرت علامه شرح دادند و ایشان با ادب و حوصله مثال زدنی به دقت به سخنان ایشان گوش دادند همه دوستان حاضر در جلسه لحظه شماری میکردند تا عکس العمل علامه حسن زاده را در قبال مسائل مطرح شده مشاهده کنند بعد از پایان سخنان برادر بزرگوار، استاد لحظه ای تامل کردند و سپس با خنده شیرین و معنا داری به جمع نگاه کرده و با آن لهجه شیرین فرمودند خلاصه عرائض حضرات این است که میخواهید بفرمایید که ظهور حضرت نزدیک است؟ با تایید دوستان ایشان فرمودند:

اگر بــــگویم ظــــهور اتفـــاق افتـــــاده چه؟

همه جا خوردیم. اصلا انتظار چنین مطلبی را از ایشان نداشتیم همه مات و متحیر این سخن ایشان بودیم و نمیدانستیم چه بگوییم؛

علامه که متوجه تحیر جمع شده بود با بیانی حکیمانه این گونه مطلب را توضیح دادند برای توضیح مطلب باید مثالی بیان شود پرودگار متعال قواعد عالم ملکوت را نظیر و شبیه قواعد عالم ملک قرار داده و عالم تکوین را منطبق با عالم تشریع خلق کرده تا بشر با پی بردن به اسرار و قواعد عالم ملک و تکوین، پی به اسرار ملکوت و تشریع ببرد و از این هماهنگی و شباهت حکمتهایی  استفاده کند یکی از این قواعد مسلم و عمومی طبیعت، تدریجی بودن تحولات میباشد فی المثل حرکت وضعی زمین و در پی آن طلوع و غروب خورشید یک فرایند تدریجی است اگر خورشید به یک باره در آسمان زندگی مادی و طبیعی طلوع یا غروب کند در روند حیات اختلال ایجاد میشود و هیچ موجود زنده ای قادر به تطبیق خود با تغییر وضعیت نور در میدان حیات نخواهد بود و نظم زندگی به هم می ریزد.

خورشید باید به تدریج غروب و طلوع کند تا موجوداتِ تحت تاثیر خورشید بتوانند خود را با تغییرِ رخ داده تطبیق کرده و حیات به چرخه ی نظم خود ادامه دهد نظیر همین اتفاق نیز در حیات معنوی و ملکوتی بشر، در حال، اتفاق افتاده است.

علامه بزرگوار در توضیح این مطلب فرمودند :

 امام معصوم، خورشید آسمان حیات معنوی بشر است و طلوع و غروب ایشان در صحنه حیات بشر تابع قواعدی شبیه قواعد طبیعی خورشید است اگر مقوله غیبت و ظهور حضرت بطور دفعی و بدون هیچ زمینه ای واقع شود، مسلما جوامع بشری تاب این تحول شدید را نخواهد داشت.

بدین علت حکمت الهی مقتضی  تدریجی بودن این اتفاق عظیم است با بررسی تاریخ حیات با برکت حضرت در میابیم که این اتفاق درمورد غیبت حضرت واقع شده است غیر از اینکه حیات سه امام همام قبل از امام عصر(عج) تقریبا به حالت غیبت بوده و نوعی تمرین برای شیعیان برای زندگی مومنانه بدون ارتباط فیزیکی با امام بود.

غیبت حضرت به دو مرحله غیبت صغری و کبــــــری تقسیم میشود مرحله غیبت صغری به مثابه آماده کردن مردم برای غیبت اصلی و طــــــولانی حضرت بوده است.

همین حکمت در دوران ظهور حضرت هم رعایت خواهد شد بشری که در طول صد ها سال در دل ظلمت زندگیِ بدون حاکمیت فرهنگ توحیـــــدی-ولایــــــی نشو و نما پیدا کرده ظرفیت تحمل ناگهانی نور وجودی که به تعبیر قرآن زمین را اشراق میکند "اشرقت الارض بنور ربها..." را ندارد لذا باید واسطه در این بین وجود داشته باشد بدین معنا که مجالی برای تجلی نور ایشان در وسعت های محدود بوجود آید، که مردم بتوانند خود را برای حضور آن مقام رفیع آماده کنند.

سپس آن عارف روشن ضمیر تاملی کرده و با قاطعیت، جملاتی فرمودند که باعث شد جمع حاضر به وجد آمده و طوفانی از شادی و سرور در دل و جان حضار پدید آید؛

و آن از این قرار بود :

 قرائن و شواهد نشان می دهد انقــــلاب اســـلامی و نــــظام مقـــــدس جمهـــــوری اســـــلامی ایران ظهور صغرای حضرت بقیه الله الاعظم

و بین الطلوعین حکومت جهانی امام زمان ارواحنا فداه می باشد.

آنگاه این مژده بزرگ را بیان مثال هایی شرح دادند ایشان فرمودند:

مثلا این مراسمات عبادی و معنوی را ببینید

http://www.sahebzaman.org/images/stories/other/maraseme-2a.jpg

روزی در همین شهر قم، اگر چند طلبه بصورت انفرادی و با هزینه شخصی چند روزی اعتکاف میکردند، میگفتیم الحمد الله معنویت در حوزه پیشرفت کرده ولی اکنون میبینیم چند هفته قبل از ایام اعتکاف شاهد جوانانی هستیم که چندین شبانه روز و در سخت ترین شرایط و با کم ترین امکانات در مساجد و حرمها معتکف میشوند و عمده هدف خود را خود سازی برای آمادگی ظهور اعلام میکنند مگر در ایام رژیم گذشته عموم مردم از معارف اهل بیت و ادعیه ایشان اینقدر اطلاع داشتند!؟

 در روز عرفه در غیر صحرای عرفه شاید خواصی پیدا میشدند که دعای عرفه سید الشهدا را با آن مضامین بلند و عرشی را قرائت میکردند؛ اما اکنون چه؟ از ظهر تا عصر عرفه، مساجد ، حرمها و خیابانهای اطراف و رسانه ها بسیج می شوند تا میلیونها انسان اعم از نوجوان و جوان و پیر و زن و مرد و عامی و عالم در کنار هم نشسته و با ناله و تضرع، این دعای به این حجم را قرائت می کنند ،

اینها فرج امام زمان نیست، پس چیست؟

 http://www.sahebzaman.org/images/stories/agha-emam/aqa-majles-qoran.jpg

زمانی بر این ملت گذشت که حتی در میان خواص کمتر کسی پیدا میشد که بتواند قرآن را از روی مصحف، به درستی قرائت کند

تا چه رسد به درک معانی و معارف قرآن

اما اکنون میبینیم که درسراسر کشور دهها هزار حافظ و قاری قرآن تربیت شده اند که بدنبال درک حقائق قرآن و عمل به آنها هستند ،

آیا اینها جلوه های ظهور نیست؟ 

 http://www.sahebzaman.org/images/stories/shohada/sky-shoahda.jpg

نمـــاز جمـــعه ها، راهپیـــمایی ها، جهـــادها و شهــــادت ها، احیـــاء مهـــدیه ها و جمـــکران، اقـــــبال مردم به دعـــــای ندبــــه و...
همه و همه نشان از یک خیزش عظیم و تحولی بی سابقه در تاریخ تشیع و همه جلوه هایی از ظهور صغری است
 انقـــــلاب اســـــلامی ایـــــران
ظهـــــور برنــــامه ای، شخصیـــــتی و حقــــوقی حضرت مهـــــــدی موعـــــود(عج) بوده و
 ظهــور جهانی و اصلی حضرت، ظهـــور شخصی و حقیـــقی ایشــان میباشد
هر کس هر کاری میخواهد در دوران ظهور انجام دهد الان شروع کند
چون وقتش فرا رسیده و زمینه اش از هر جهت آماده است.

راوی : حجت الاسلام حسین نژاد

انسان، بي امام زمان مکار مي‌شود !

انسان، بي امام زمان مکار مي‌شود !

 

  انسان بی امام زمان مکار می شود

 براي تبديل زندگي به بندگي، اول بايد محدوديت و قانونمندي دين و ولايت را در عرصة فکرمان بپذيريم؛ يعني فقط ظاهر و ماديات را نبينيم. فکري منتظرِ امام زمان-عجل الله تعالي فرجه الشريف  است که نزديک به فکر امام زمان-عجل الله تعالي فرجه الشريف  باشد. بايد فکرمان را به امام نزديک کنيم.

 


برنامة سمت خدا از پر مخاطب‌ترين برنامه‌هاي شبکه سه سيماست که با دعوت از اساتيد و انديشمندان موضوع‌هاي ديني را با زبان ساده و جذاب در اختيار بينندگان خود قرار مي‌دهد. ماندگاري در برخي از برنامه‌هاي آن به طرح مباحث ديني از جمله مهدويت مي‌پردازد. پرسش «آيا امام زمان-عجل الله تعالي فرجه الشريف  مي‌خواهد که ما زندگي را به بندگي تبديل کنيم؟» در يکي از اين برنامه‌ها و در تاريخ 13/4/1391 مطرح شده است و پاسخ ذيل را از ايشان مي‌خوانيم.


________________________________________

 انسان، بي امام زمان مکار مي‌شود!
حجت‌الاسلام محمد مهدي ماندگاري

امام زمان-عجل الله تعالي فرجه الشريف  جز تبديل زندگي به بندگي از ما چيزي نمي‌خواهد. امام مي‌خواهد سه پيام را به مردم بدهد:

يکي اينکه همه در اين عالم مي‌خواهيم بندگي کنيم. خدا براي انسانها شرط گذاشته است که اگر انسانها بندگي کنند، خدا همة مخلوقات را مسخّر آنها قرار دهد. پس تا انسان بندة خدا نشود عالم بندة انسان نمي‌شود، يکي اينکه براي بندگي نياز به نعمت داريم؛ يعني بايد امکاناتي داشته باشيم تا بتوانيم زندگي کنيم مثل نعمت آب، هوا، خاک، نور و... اين امکانات مي‌تواند دو خاصيت داشته باشد: حيات‌دهنده و حيات‌کشنده. مثل چاقو که اگر در دست جراح باشد بيماري را نجات مي‌دهد و اگر در دست بچه باشد فردي را زخمي مي‌کند. امکاناتي که خدا براي زندگي ما گذاشته است نيز دو پهلو است، ديگر اينکه اگر ما بخواهيم از اين امکانات براي حيات واقعي استفاده کنيم نياز به راهنما و نقشه داريم؛ راهنما، پيامبر و نقشه، دين است. امام مي‌گويد که شما آمده‌ايد که در اين دنيا زندگي و بندگي کنيد، زندگي يعني استفاده از امکانات و ابزارهاي حيات که دو پهلو است.

صداقت، شرط همراهي با امام زمان-عجل الله تعالي فرجه الشريف


شرط همراهي با امام زمان-عجل الله تعالي فرجه الشريف  داشتن صداقت است. جواني به حضرت عيسي (ع) گفت که من مي‌خواهم همراه تو باشم. حضرت عيسي مي‌خواست جوان را امتحان کند و به او پولي داد تا نان بخرد. او سه قرص نان خريد، يکي را در راه خورد و به حضرت گفت که من دو قرص نان خريده‌ام يعني به حضرت دروغ گفت. او با اين کار شرط حضور در محضر حجت خدا را از دست داد. حضرت عيسي در راه، معجزه‌اي به او نشان داد و باز سؤال کرد که چند قرص نان خريدي؛ او گفت: دو تا. حضرت اين کار را تکرار کردند. آنها به محلي رسيدند که حضرت از زير خاک سه تکه طلا بيرون آورد. حضرت خواست که تکه‌هاي طلا را به او بدهد؛ از او پرسيد: چند تا نان خريدي؟ گفت: سه تا. حضرت فرمود که تو براي همراهي با ما راست نگفتي ولي براي بدست آوردن طلاها راست گفتي و طلاها را به او داد. اين طلا، همان داستان چاقو است که اگر بدون حجت خدا باشد، براي انسان خطرناک است. حضرت از جوان خداحافظي کرد و رفت. او براي نگهداري طلاها دو تا دوست پيدا کرد. اين سه نفر فکر کردند که با اين سه تکه طلا چکار کنند، بعد از مدتي گرسنه‌شان شد و قرار شد که يکي به بازار برود و دو نفر ديگر از طلاها نگهداري کنند. کسي که به بازار رفت مکر کرد، انسان بي امام مکار مي‌شود. او گفت که غذاها را مسموم مي‌کنم و به دوستانم مي‌دهم تا بميرند و طلاها را برمي‌دارم. از طرفي دو نفر ديگر هم مکر کردند که او را بکشند تا طلاي بيشتري بدست بياورند.
ما فکر مي‌کنيم که فقط خودمان مي‌توانيم سر ديگران را کلاه بگذاريم ولي غافل هستيم که دست بالاي دست بسيار است. ما گاهي مي‌خواهيم سر خدا را هم کلاه بگذاريم. آن دو نفر، کسي را که غذا آورد کشتند و بعد غذاهاي مسموم او را خوردند و سه نفر با هم مردند و سه جنازه با سه تکه طلا باقي ماند. مدتها بعد حضرت عيسي با يارانشان از آنجا گذشتند و حضرت اين داستان را براي آنها تعريف کرد و تکه‌هاي طلا را هم زير خاک کرد.
اصلي‌ترين عنصر تبديل زندگي به بندگي، راهنما است. نعمت ولايت نور است .اگر ما امکانات زيادي داشته باشيم ولي اين نور را نداشته باشيم بيشتر به زمين مي‌خوريم. الآن دنيا امکانات زيادي دارد ولي چون نور امام زمان-عجل الله تعالي فرجه الشريف  را ندارد مشکلات زيادي دارد. تا امام خودش را در زندگي ما نشان ندهد، زندگي ما تبديل به بندگي نمي‌شود. امام صامت قرآن است و امام ناطق هم، امام زمان-عجل الله تعالي فرجه الشريف  است. آيا ما قرار گذاشته‌ايم که با اين قرآن و امام، زندگي خودمان را قانونمند کنيم؟ به تعبيري زندگي خودمان را محدود کنيم تا از وعده‌هاي خدا محروم نشويم؟ در آستانة نيمة شعبان خوب است که همة دستورات اسلام را به دل خودمان عرضه کنيم و ببينيم که چقدر پذيرنده و تشنة حکم خدا هستيم، چقدر تسليم حکم خدا هستيم، چقدر دوست داريم که در عمل اين حکم را انجام دهيم، چقدر دوست داريم که اين اعمال را ادامه دهيم. خيلي از مسلمانها در ماه رجب و شعبان و رمضان اعمال را انجام مي‌دهيم ولي آنها را ادامه نمي‌دهند. اگر من نه اهل تسليم، نه اهل عمل، نه اهل تداوم و نه اهل دفاع از حکم خدا هستم،کجاي وجود من منتظر امام زمان-عجل الله تعالي فرجه الشريف  است؟ بياييم افکارمان را قانونمند کنيم. اگر ما فقط به ظاهر و زيبايي جسم‌مان توجه کنيم، کشورمان از نظر جراحي زيبايي رتبة اول را در دنيا بدست مي‌آورد ولي به گفتة رهبر، از لحاظ اخلاق و معنويت به اندازة صنعت پيشرفت نمي‌کنيم. همه در ماديات رشد مي‌کنند ولي به همان اندازه در معنويات رشد نمي‌کنند. علت اين است که هنوز فکر ما قانونمند نشده است و فقط ظاهر را مي‌بينيم و باطنِ را نمي‌بينيم. اگر ما باطن فکر را نبينيم عمليات فکر ما ناقص مي شود.


راه تبديل زندگي به بندگي


براي تبديل زندگي به بندگي، اول بايد محدوديت و قانونمندي دين و ولايت را در عرصة فکرمان بپذيريم؛ يعني فقط ظاهر و ماديات را نبينيم. فکري منتظرِ امام زمان-عجل الله تعالي فرجه الشريف  است که نزديک به فکر امام زمان-عجل الله تعالي فرجه الشريف  باشد. بايد فکرمان را به امام نزديک کنيم.

هنوز نگاه ما ظاهري است؛ حتي در جشن امام زمان-عجل الله تعالي فرجه الشريف . گاهي فکر مي‌کنيم جايي که شربتِ بهتر بدهند يا سکه بدهند خيلي خوب است. بايد بگوييم: مجلس آنقدر معنوي بود که عطر امام را در آنجا استشمام کرديم. اين فکر به امام زمان-عجل الله تعالي فرجه الشريف  نزديک مي‌شود. اين انسان مي خواهد بنده بشود و پشت سر قانونمندي اسلام و عترت حرکت بکند. قانونمندي فکر، اعتقادات ماست و قانونمندي دل، اخلاقيات ماست و قانونمندي اعضا و جوارح احکام ماست. همه امام زمان-عجل الله تعالي فرجه الشريف  را دوست دارند ولي بايد ببينم که چقدر در اعتقادات‌شان محکم هستند، در حب و بغض‌شان به امام زمان-عجل الله تعالي فرجه الشريف  نزديک هستند. کسي که امام را دوست دارد محبوبِ حرام را دوست ندارد. در شب نيمة شعبان همه با هم دعا کنيم. خدا به عزت و جلالش قسم خورده است که در اين شب دعاي سائلي را رد نکند. در دعا کردن بايد چند نکته يادمان باشد. خدا بعضي از کارها را انجام مي دهد و ارتباطي به دعا کردن يا نکردن ما ندارد. خدا يک سفرة عمومي براي همة مخلوقاتش چيده است و ربطي به دعا کردن ندارد. خدا يکسري عنايت‌ها را براي کساني گذاشته است که دعا مي‌کنند. يک سري امکاناتي هست که اگر همة عالم دعا کنند خدا آنرا برآورده نمي‌کند؛ زيرا با تدبير و حکمت خدا منافات دارد؛ يعني اين دعاها مستجاب نمي‌شود.
مردم دوست دارند با افراد داراي شهرت يا ثروت يا مقام ارتباط برقرار کنند. اگر انسان اهل ارتباط است و به دنبال کسي است که از همه بيشتر دارايي دارد آن خداست. دعا ارتباط با داراترين موجود است. اين ارتباط باعث هويت ما مي‌شود. شما دعا کنيد تا بگوييد که با بالاترين موجود هستي صحبت کرده‌ام. بعضي از دعاها فقط ارتباط است مثل دعاهاي اهل‌بيت: الهي انت مولاي يا مولاي ... بالاترين افتخار من اين است که من بندة تو هستم و تو مولاي من هستي. پس دعا براي کسب هويت است.

ديگر اينکه دعا ارتباط با خدا براي شارژ شدن است. در سورة مزمل داريم که اي پيامبر، با من حرف بزن و قرآن را بخوان بعد بار سنگين را بردار.

ديگر اينکه دعا ارتباط با خداست براي تعليم و تربيت. خدا مي‌فرمايد که تو دعا کن ما تو را اجابت مي‌کنيم. دعا يعني عقد قرارداد با خدا به شرط حرکت تو و برکت خدا. ما حرکت را بايد با قانونمندي قرآن و عترت انجام بدهيم. هر حرکتي هدفمند نيست. تعريف حرکت را بايد در قرآن و عترت جست. دعا تنبل‌پروري و جري کردن انسانها براي گناه نيست. در آية 80 سورة توبه داريم: اي پيامبر، اگر تو هفتاد بار استغفار کني من آنها را نمي‌بخشم و اين سنت الهي است. خدا به کاسبي که ربا مي‌خورد، برکت نمي‌دهد؛ زيرا اين جزو سنت خدا نيست. حالا اگر ما نماز خوانديم، روزه گرفتيم، جهاد کرديم و به پدر و مادر خدمت کرديم ولي کارهايمان کامل هم نبود، خدا آن را تکميل مي‌کند.

دعا، نامه نوشتن به نشاني خداست. ما دو اشکال در دعاهايمان داريم: يکي اينکه کاغذ سفيد به خدا مي‌دهيم و ديگر اينکه نشاني خدا را هم نمي‌دانيم و آن را به جاي ديگري مي‌فرستيم، بعد خدا را محاکمه مي‌کنيم. شما بايد مشکلات‌تان را به خدا بگوييد نه بندة خدا.
در بعضي از ايام، خدا دعاها را مستجاب مي‌کند به برکت زمان و مکان و واسطه. دعا در زمان‌هاي ديگر بايد بررسي شود که شرايط آن وجود دارد يا خير، ولي در نيمة شعبان اين طور نيست. کافي است که شما با خدا صحبت کنيد و بخواهيد. اگر شما زير قبة امام حسينj دعا کنيد خدا در آنجا امضا کرده است که اين دعا مستجاب بشود. پس دعا قرارداد بين من و خداست و يک کارهايي هم سهم من است که بايد انجام بدهم. دعا، نامه نوشتن است و خدا هيچ نامه‌اي را بي‌پاسخ نمي‌گذارد. خدا هيچ پاکتي را خالي برنمي‌گرداند. اگر خدا دعاي من را برآورده نکند حتما بهتر از آن را براي من مي‌فرستد. در مناجات ماه شعبان داريم: خدايا من نمي‌توانم خودم را از معصيت جدا کنم، تو به من کمک کن. آقايي گفت که من سيگاري بودم و نمي‌توانستم آن را ترک کنم. وقتي به کربلا رفتم به گنبد ابوالفضل نگاه کردم و گفتم که من نمي‌توانم اين سيگار را ترک کنم، تو خودت محبت آن را از دل من بگير و جاي آن نفرت بگذار. يک لحظه تمام نفرت در وجود من جمع شد. اين دعا است و واسطة آن ابوالفضل است و اين فرد تلاش هم نکرده ولي حضرت به او عنايت کرد.
شايد فرج امام زمان-عجل الله تعالي فرجه الشريف  مشروط به بيرون آمدن ما از گناه باشد. پس در نيمة شعبان از خدا بخواهيم که ما را پاک کند تا مقدمة ظهور آقا باشد.

مجله امان / شماره 42

کانال چهارده معصوم (ع)

کانال چهارده معصوم (ع)

در تلگرام

کانال چهارده معصوم (ع)

https://telegram.me/emaman_masoum

 

کانال چهارده معصوم (ع)

کانال چهارده معصوم (ع)

زندگينامه امام زمان، حضرت مهدي (ع)

 

زندگینامه امام زمان حضرت مهدی عجآخرین امام شیعیان در پانزدهم ماه شعبان 255 ق، علی رغم مراقبت های ویژه مأموران حکومت عباسی، در خانه امام عسکری علیه السلام چشم به جهان گشودند. تولد مخفیانه آن حضرت بی شباهت به تولد حضرت موسی علیه السلام و حضرت ابراهیم خلیل علیه السلام نیست.

 

زندگينامه امام زمان، حضرت مهدي (ع)

نام: محمد بن الحسن
كنيه: ابوالقاسم
امام زمان حضرت مهدی (عج) هم نام و هم كنيه حضرت پيامبر اكرم(ص) است. در روايات آمده است كه شايسته نيست آن حضرت را با نام و كنيه، اسم ببرند تا آن گاه كه خداوند به ظهورش زمين را مزيّن و دولتش را ظاهر گرداند.

القاب امام زمان حضرت مهدی (عج):

مهدى، خاتم، منتظر، حجت، صاحب الامر، صاحب الزمان، قائم و خلف صالح.
شيعيان در دوران غيبت صغرى ايشان را «ناحيه مقدسه» لقب داده بودند. در برخى منابع بيش از 180 لقب براى امام زمان(ع) بيان شده است.

ولادت امام زمان حضرت مهدی (عج):

وی یگانه فرزند امام عسکری علیه السلام یازدهمین امام شیعیان است. امام زمان حضرت مهدی (عج) در سحرگاه نیمه شعبان 255 ق در سامرّا چشم به جهان گشود و پس از پنج سال زندگی تحت سرپرستی پدر، و مادر بزرگوارشان نرجس خاتون، در سال 260 ق به دنبال شهادت حضرت عسکری علیه السلام ـ همچون حضرت عیسی علیه السلام و حضرت یحیی علیه السلام که در سنین کودکی عهده دار نبوّت شده بودند ـ در پنج سالگی منصب امامت شیعیان را عهده دار شدند. آن بزرگوار پس از سپری شدن دوران غیبت با تشکیل حکومت عدل جهانی احکام الهی را در سرتاسر زمین حاکمیت خواهد بخشید.

آخرین امام شیعیان در پانزدهم ماه شعبان 255 ق، علی رغم مراقبت های ویژه مأموران حکومت عباسی، در خانه امام عسکری علیه السلام چشم به جهان گشودند. تولد مخفیانه آن حضرت بی شباهت به تولد حضرت موسی علیه السلام و حضرت ابراهیم خلیل علیه السلام نیست. همان گونه که این دو پیامبر بزرگ الهی تحت شدیدترین تدابیر امنیتی فرعونیان و نمرودیان به اراده خداوند و به سلامت در کنار کاخ فرعون و نمرود متولّد شدند، حضرت مهدی(عج) نیز در حالی که جاسوسان و مأموران خلیفه عباسی تمام وقایع خانه امام یازدهم علیه السلام را زیر نظر داشتند، در کمال امنیت و بدون آن که دشمنان بویی ببرند، در سحرگاه روز جمعه نیمه شعبان قدم به جهان هستی گذاشتند.

سیمای امام زمان حضرت مهدی (عج)

پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار علیهم السلام هر کدام در سخنان خود به اوصاف امام مهدی(عج) اشاره کرده اند. حضرت امام رضا علیه السلام در توصیف ویژگی های چهره و سجایای اخلاقی و ویژگی های برجسته آن حضرت می فرمایند: «قائم آل محمد(عج) هاله هایی از نور چهره زیبای او را احاطه کرده است رفتار معتدل و چهره شادابی دارد. از نظر ویژگی های جسمی شبیه ترین فرد به رسول خدا(ص) است. نشانه خاصّ او آن است که گرچه عمر بسیار طولانی دارد، ولی از سیمای جوانی برخوردار است؛ تا آن جا که هر بیننده ای او را چهل ساله یا کمتر تصور می کند. از دیگر نشانه های او آن است که تا زمان مرگ با وجود گذشت زمان بسیار طولانی هرگز نشان پیری در چهره او دیده نخواهد شد».
 
حجت خدا
روزی عثمان بن سعید بن عمری به همراه حدود چهل نفر از بزرگان شیعه به حضور امام عسکری علیه السلام رسیدند تا درباره جانشین آن حضرت سؤال کنند و در آینده از ایجاد اختلاف در مسئله امامت جلوگیری کنند. راوی می گوید: وقتی عثمان بن سعید به حضرت عسکری علیه السلام گفت: آمده ایم تا درباره مطلب مهمی که شما به آن آگاه ترید از شما سؤال کنیم، حضرت عسکری علیه السلام فرمودند: بنشین عثمان. پس از ساعتی امام علیه السلام فرمودند: آیا می خواهید بگویم به چه منظوری آمده اید؟ همه گفتند: ای فرزند رسول خدا، بفرمایید. آنگاه حضرت فرمودند: آمده اید تا درباره حجت خدا و امام پس از من بپرسید. همه گفتند: آری. در این لحظه ناگهان پسری که چهره درخشانی چون ماه داشت و از هر حیث به امام عسکری علیه السلام شبیه بود وارد شد. حضرت فرمودند: بعد از من پیشوای شما و جانشینم این فرزند من است. مواظب باشید پس از من در دین دچار آشفتگی نشوید...

دوران زندگی امام زمان حضرت مهدی (عج)

دوران زندگی امام زمان حضرت مهدی (عج) به چهار دوره تقسیم می شود:

1) از تولد تا غیبت امام زمان حضرت مهدی (عج):

امام زمان حضرت مهدی (عج) پس از تولد حدود پنج سال تحت سرپرستی پدر بزرگوارشان امام عسکری علیه السلام به صورت نیمه مخفی زندگی کردند. یکی از کارهای بسیار مهمی که حضرت امام حسن عسکری علیه السلام در این دوره انجام دادند این بود که امام زمان حضرت مهدی (عج) را به بزرگان شیعه معرفی کردند تا در آینده در مسئله امامت دچار اختلاف نشوند.

2) غیبت صغری امام زمان حضرت مهدی (عج):

پس از شهادت حضرت امام حسن عسکری علیه السلام در سال 260 ق دوره غیبت صغری آغاز شد و تا سال 329 ق ادامه پیدا کرد. در این دوره امام زمان حضرت مهدی (عج) از طریق چهار نائب به ادامه امور مردم می پرداختند.

3) دوره غیبت کبری امام زمان حضرت مهدی (عج):

این دوران از سال 329 ق شروع شد و تا زمانی که خداوند مصلحت بدانند ادامه خواهد داشت در این دوره پاسخ به پرسش ها و احکام مردم بر عهده نایبان عام آن حضرت است و حضرت نایب خاصی برای این دوره معرفی نکرده اند.

4) دوره حکومت امام زمان حضرت مهدی (عج):

پس از ظهور، امام زمان حضرت مهدی (عج) بر اساس احکام اسلام حکومت واحد جهانی تشکیل خواهند داد که در سایه آن سرتاسر عالم پر از عدل و داد خواهد شد.

 

صورت و سيرت امام زمان حضرت مهدی (عج)

چهره و شمايل حضرت مهدي ( ع ) را راويان حديث شيعي و سني چنين نوشته اند چهره اش گندمگون ، ابرواني هلالي و كشيده ، چشمانش سياه و درشت و جذاب ، شانه اش پهن ، دندانهايش براق و گشاد ، بيني اش كشيده و زيبا، پيشاني اش بلند و تابنده . استخوان بندي اش استوار و صخره سان ، دستان و انگشتهايش درشت .گونه هايش كم گوشت و اندكي متمايل به زردي  - كه از بيداري شب عارض شده -بر گونه راستش خالي مشكين . عضلاتش پيچيده و محكم ، موي سرش بر لاله گوش ريخته ، اندامش متناسب و زيبا ، هياتش خوش منظر و رباينده ، رخساره اش در هاله اي از شرم بزرگوارانه و شكوهمند غرق . قيافه اش از حشمت و شكوه رهبري سرشار .نگاهش دگرگون كننده ، خروشش درياسان ، و فريادش همه گير " .حضرت مهدي صاحب علم و حكمت بسيار است و دارنده ذخاير پيامبران است . وي   نهمين امام است از نسل امام حسين ( ع ) اكنون از نظرها غايب است . ولي مطلق و خاتم اولياء و وصي اوصياء و قائد جهاني و انقلابي  اكبر است . چون ظاهر شود ، به كعبه تكيه كند ، و پرچم پيامبر ( ص ) را در دست گيرد و دين خدا را زنده و احكام خدا را در سراسر گيتي جاري كند . و جهان را پر از عدل و داد و مهرباني كند .حضرت مهدي ( ع ) در برابر خداوند و جلال خداوند فروتن است . خدا و عظمت خدا در وجود او متجلي است و همه هستي او را فراگرفته است . مهدي ( ع ) عادل است و خجسته و پاكيزه . ذره اي از حق را فرو نگذارد . خداوند دين اسلام را به دست او عزيز گرداند . در حكومت او ، به احدي ناراحتي نرسد مگر آنجا كه حد خدايي جاري گردد .مهدي ( ع ) حق هر حقداري را بگيرد و به او بدهد . حتي  اگر حق كسي زير دندان ديگري   باشد ، از زير دندان انسان بسيار متجاوز و غاصب بيرون كشد و به صاحب حق باز گرداند . به هنگام حكومت مهدي ( ع ) حكومت جباران و مستكبران ، و نفوذ سياسي   منافقان و خائنان ، نابود گردد . شهر مكه - قبله مسلمين - مركز حكومت انقلابي مهدي   شود . نخستين افراد قيام او ، در آن شهر گرد آيند و در آنجا به او بپيوندند ...برخي به او بگروند ، با ديگران جنگ كند ، و هيچ صاحب قدرتي و صاحب مرامي   ، باقي   نماند و ديگر هيچ سياستي و حكومتي ، جز حكومت حقه و سياست عادله قرآني   ، در جهان جريان نيابد . آري ، چون مهدي ( ع ) قيام كند زميني  نماند ، مگر آنكه در آنجا گلبانگ محمدي : اشهد ان لا اله الا الله ، و اشهد ان محمدا رسول الله ، بلند گردد .در زمان حكومت مهدي ( ع ) به همه مردم ، حكمت و علم بياموزند ، تا آنجا كه زنان در خانه ها با كتاب خدا و سنت پيامبر ( ص ) قضاوت كنند . در آن روزگار ، قدرت عقلي توده ها تمركز يابد . مهدي ( ع ) با تاييد الهي   ، خردهاي مردمان را به كمال رساند و فرزانگي  در همگان پديد آورد ... .مهدي ( ع ) فرياد رسي است كه خداوند او را بفرستد تا به فرياد مردم عالم برسد .در روزگار او همگان به رفاه و آسايش و وفور نعمتي  بيمانند دست يابند . حتي   چهارپايان فراوان گردند و با ديگر جانوران ، خوش و آسوده باشند . زمين گياهان بسيار روياند آب نهرها فراوان شود ، گنجها و دفينه هاي  زمين و ديگر معادن استخراج گردد . در زمان مهدي ( ع ) آتش فتنه ها و آشوبها بيفسرد ، رسم ستم و شبيخون و غارتگري برافتد و جنگها از ميان برود .در جهان جاي ويراني نماند ، مگر آنكه مهدي ( ع ) آنجا را آباد سازد .در قضاوتها و احكام مهدي ( ع ) و در حكومت وي ، سر سوزني  ظلم و بيداد بر كسي نرود و رنجي بر دلي ننشيند .مهدي ، عدالت را ، همچنان كه سرما و گرما وارد خانه ها شود ، وارد خانه هاي مردمان كند و دادگري او همه جا را بگيرد .

اصحاب و ياران امام زمان حضرت مهدی (عج):

1. عثمان بن سعيد عمروى (متوفاى سال 265 ق.).

2. محمد بن عثمان عمروى (متوفاى سال 304ق.).

3. حسين بن روح نوبختى (متوفاى سال 326ق.).

4. على بن محمد سمرى (متوفاى سال 329ق.).

اين چهار تن نماينده بلافصل امام زمان حضرت مهدی (عج) بودند كه در ايام غيبت صغرى، پس از شهادت امام حسن عسكرى(ع)، از سال 260 تا 329، به مدت 70 سال به ترتيب، واسطه ميان امام زمان حضرت مهدی (عج) وشيعيان ايشان بودند. اين چهار نفر به «نوّاب اربعه» مشهورند. ولى در هنگام خروج آن حضرت، 313 نفر از يارانش به او پيوسته و نخستين هسته لشكريان امام زمان حضرت مهدی (عج) را تشكيل مى‏دهند. علاوه بر آنان، هزاران نفر در ايام غيبت آن حضرت به اين مقام ارجمند نايل شده‏اند كه بر ديگران پنهان مانده است و پنهان خواهد ماند. همچنين افراد بسيارى در ايام غيبت به محضرش شرفياب گشته و از عناياتش بهره‏مند شده‏اند كه در اين جا به نام برخى از آنان اشاره مى ‏گردد:

1. اسماعيل بن حسن هرقلى.
2. سيد محمد بن عباس جبل عاملى.
3. سيد عطوه علوى حسنى.
4. اميراسحاق استرآبادى.
5. ابوالحسين بن ابى بغل.
6. شريف عمر بن حمزه.
7. ابوراجح حمامى.
8. شيخ حر عاملى.
9. مقدس اردبيلى.
10. محمد تقى مجلسى.
11. ميرزا محمد استرآبادى.
12. علامه بحر العلوم.
13. شيخ حسين آل رحيم.
14. ابوالقاسم بن ابى جليس.
15. ابو عبداللَّه كندى.
16. ابو عبداللَّه جنيدى.
17. محمد بن محمد كلينى.
18. محمد بن ابراهيم بن مهزيار.
19. محمد بن اسحاق قمى.
20. محمد بن شاذان نيشابورى.


زمامداران معاصر امام زمان حضرت مهدی (عج) :

امام زمان حضرت مهدی (عج) از زمان تولد (سال 255 هجرى) تا زمان ظهور و تشكيل حكومت جهانى، با تمام حاكمان و زمامداران كشورهاى اسلامى و غير اسلامى، معاصر بوده و خواهد بود؛ اما خلفاى عباسى كه در ايام غيبت صغراى آن حضرت بر مسلمانان حكومت راندند، عبارتند از:

1. مهتدى عباسى (255 - 256ق.).

2. معتمد عباسى (256 - 279ق.).

3. معتضد عباسى (279 - 289ق.).

4. مكتفى عباسى (289 - 295ق.).

5. مقتدر عباسى (295 - 320ق.).

6. قاهر عباسى (320 - 322ق.).

7. راضى عباسى (322 - 329ق.).

8. متقى عباسى (329 - 333ق.).

هنگامى كه امام زمان حضرت مهدی (عج) ظهور كند و قيام آزادى بخش وى فراگير شود، برخى از سلاطين و حاكمان كشورها در برابر او تواضع نموده و سر تسليم فرود مى‏آورند و برخى ديگر با آن حضرت، به مقابله و منازعه بر مى‏خيزند و پس از درگيرى، متحمل شكست و اضمحلال خواهند شد و حكومت آن حضرت، از شرق تا غرب كره زمين را فرا خواهد گرفت. در اين باره، روايات فراوانى از معصومين(ع)نقل شده است كه براى نمونه، حديثى را از امام محمد باقر(ع) بيان مى‏كنيم:

عَن أبي جعفر(ع) قال: القائِمُ مِنّا مَنصُورٌ بالرُّعبِ، مُؤيّدٌ بالنَّصر، تُطوى‏ له الأرضُ وَتظهَرُ لَهُ الكنوزُ ويبلغُ سُلطانه المشرقَ والمغرِبَ ويُظِهرُ اللَّهُ دينهُ على الدّينِ كُلّه ولو كَرِهَ المُشركون فلا يَبقى‏ على وجهِ الأرضِ خرابٌ إلّا عمّر وينزلُ روحُ‏اللَّهِ عيسى بن مريم فيُصلّي خلفه.(1)

قيام كننده از ما منصور به رعب و مؤيّد به نصر است. زمين از براى او در نورديده شود و گنج‏هاى پنهان را براى او آشكار كند. سلطنت و حكومت او شرق و غرب را فرا خواهد گرفت و خداوند منان، به دست او دين خود را بر همه دين‏ها غالب گرداند، اگر چه مشركان را خوش نيايد. در روى زمين هيچ خرابى باقى نماند، مگر اين كه آبادش كند و روح اللَّه، عيسى بن مريم از آسمان نازل شده و بر او اقتدا كند و پشت سرش نماز بخواند.

راهنمای سفر پیاده کربلا(ویژه اربعین) + نقشه راه

راهنمای سفر پیاده کربلا(ویژه اربعین) + نقشه راه

راهنمای سفر پیاده کربلا(ویژه اربعین) + نقشه راه

راهنمای سفر پیاده کربلا(ویژه اربعین) + نقشه راه

 

ایام اربعین حسینی در حال نزدیک شدن است و عاشقان و شیفتگان اباعبدالله الحسین(ع) خود را برای زیارت پیاده حضرتش آماده می‌‌‌کنند. قطعا رفتن به چنین سفری برای شیفتگان و والهان حضرت، سفری رؤیایی است که هر سختی را بر جان می‌‌خرند تا به فیض عظیم آن زیارت نائل شوند. اما از آنجا که ممکن است برخی دوستان تاکنون توفیق زیارت نداشته‌‌اند، قطعا برخی اطلاعات درباره این سفر، کمک شایانی به آنان خواهد داشت. لذا این اطلاعات برای شما آماده شده، که می‌‌‌توانید با دانلود آن، هم خود بهره ببرید و هم با پرینت و توزیع آن، به دیگر همسفران کمک کنید.

 

 

لینک های دانلود

حجم فایل

رمز فایل

پرسش و پاسخ

 

راهنمای نصب

منبع : پایگاه حج و زیارت

احکام غسل - با تصویر

احکام غسل - با تصویر

احکام غسل - با تصویر

احکام غسل - با تصویر

 

آنچه در زیر می‌آید، دروس "هجدهم و نوزدهم"،"بیستم و بیست‌و‌یکم" از جلد اول «رساله‌ی آموزشی» احکام و مسائل شرعی است که مطابق با فتاوای حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای مدظله‌العالی تهیه، تنظیم و منتشر شده است.


مواردی که در این کتاب اورده شده است :

- معنای غسل
- اقسام غسل
- مشترک میان مردان و زنان
- مخصوص بانوان
- مستحب
- کیفیت غسل
- ترتیبی
- مراحل با تصویر
- ارتماسی
- کسی که بعد از غسل بفهمد به قسمتی از بدنش آب نرسیده است
- غسل جبیره
- شرایط غسل
- احکام غسل
- شک در غسل
- اسباب جنابت
- کارهایی که بر جنب حرام است
- احکام غسل جنابت
- غسل‌های مخصوص بانوان
- خون حیض
- احکام حایض
- استحاضه
- نفاس (خون زایمان)

 

لینک های دانلود

 

حجم فایل

 
 

رمز فایل

 

پرسش و پاسخ

 

راهنمای نصب

منبع :
http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=26742
http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=26775